بولتن نيوز: يكي از موضوعاتي مهمي كه همواره كشورهاي غربي به سردمداري ايالات متحده دنبال كردهاند، سياست براندازي نظام جمهوري اسلامي بوده است. غرب و ايالات متحده، در طول اين سي سال سعي كردهاند با انواع و اقسام راهكارهاي سياسي، اقتصادي و نظامي در صدد فروپاشي جمهوري اسلامي برآيند اما همواره سياستهاي آنان با شكست مواجه شده است.
در همين زمينه، چند روز پيش «رابرت رایت» نویسندهي برجستهي آمریکایی و از سردبیران سایت سياسي- تحلیلی «آتلانتیک» در مطلبي نوشت: یکی از موضوعاتی که در کارزار انتخاباتی نامزدهای حزب جمهوریخواه به شدت بر آن تاکید میشود و حتی از خود این نامزدان نيز شهرت بیشتری پیدا کرده، سیاست «تغییر رژیم» در ایران است. «میت رامنی» و «ریک سنتورم» مدافع این سیاستاند و «نوت گینگریچ» حتی برای اجرای آن طرحی را پیشنهاد کرده كه عبارت است از قطع صادرات بنزین به ایران و خرابکاری در پالایشگاه نفت آن کشور».
در ادامه «رابرت رایت» با به سخره گرفتن اين ادعا مینویسد که: به نظر میرسد آقایان حداقل تا این حد دچار توهم نیستند که با چند روز بمباران سنگین میتوان تکلیف ایران را یکسره کرد. اما نکته در این است که چرا از تجربه هشت سال جنگ آمریکا در عراق درس نگرفتهاند. مگر غیر از این است که در فردای تغییر رژیم در عراق حاکمان جدید بغداد از آمریکا خواستند که «گور خود را گم کند» و از آن طرف هم روابط دوستانهای با کشور خصم آمریکا (یعنی ایران) برقرار کردند؟!
سپس رابرت رايت به اشاره به اينكه شاید طرفداران براندازی در ایران مدعیاند که اینبار اوضاع متفاوت خواهد بود و چون بخشی از جمعیت تحصیلکرده و نوگرای ایران- مانند كساني كه به جنبش سبز پیوستهاند- منتظرند که در صورت دخالت خارجی و لرزش پایههای نظام وارد عمل شده و رژیم را سرنگون کنند، به حوادث يكي دو سال اخير نظر كرده و معتقد است كه سیاست «تغییر رژیم» در چارچوب چنین سناریویی هرگز عملی نخواهد بود.
رايت معتقد است ايرانيها حتي با همهي اختلافاتي كه در ظاهر به نظر ميرسد با هم دارند اما در بعضي از مسائل مانند دستيابي به انرژي هستهاي با هم اتفاق نظر دارند حتي اگر در تاكتيكهاي دستيابي به آن اختلاف داشته باشند:
«در سال ۲۰۰۹ ایران موافقت کرد که در ازای دریافت سوخت هستهای برای راکتور تحقیقاتی تهران بخش عمدهای از اورانیوم غنیشده خود را زیر نظارت جامعه بینالمللی به خارج از کشور منتقل کند. هر چند این توافق از سوی جامعه بینالمللی پذیرفته نشد ولی در همان روزها شاهد بودیم که محمود احمدینژاد از آن به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد کرد.
در آن زمان میرحسین موسوی، از رهبران اصلی جنبش سبز با این توافق مخالفت کرد. بر اساس نظرسنجی که در همان سال انجام شد و در شرایطی که سازمان ملل قطعنامه دیگری را علیه ایران تصویب کرده بود، ۷۸ درصد از طرفداران میرحسین موسوی گفتند ایران تحت هیچ شرایطی نباید از حق خود برای فعالیتهای هستهای صرفنظر کند. موضع آنها نشان میدهد که اکثریت جامعه ایران غنیسازی اورانیوم را به عنوان بخشی از برنامههای غیرنظامی برای تولید انرژی یک خواست وحق ملی میداند.»
«رابرت رایت» در ادامه تحلیل خود در سایت «آتلانتیک» خاطرنشان میکند که با در نظر گرفتن این مسئله حتی اگر در صورت موفقیت سناریوی «تغییر رژیم» یک حکومت به اصطلاح دمکراتیک (بخوانيد حكومت وابسته) در ایران روی کار بیاید بعید است که غنیسازی اورانیوم را متوقف کند.
«رابرت رایت» در پایان تحلیل خود یادآوری میکند که در نمونه عراق حتی با وجود حضور بیش از ۱۰۰ هزار نیروی نظامی آمریکا، روند انتقال به دمکراسی به نتیجهای که طراحان این جنگ وعده داده بودند نرسید. به باور رایت، به جای دخالت نظامی و یا اعمال فشارهای دیگر برای تغییر رژیم باید اجازه داد که روند تحولات درونی و طبیعی این کشورها مسیر خود را طی کند، مانند آنچه که طی یک سال گذشته در قالب بهار عربی شاهد آن بودهایم. موضوعي كه رايت از آن غافل شده و يا به عمد خود را به غفلت زده اين است كه در طول اين يكي دو سال اخير، و به طور خاص بعد از ماجراي فتنهي 88 از يكسو، و شروع قيامهاي مردمي در كشورهاي خاورميانه و امتداد آن تا قلب آمريكا و اروپا و شكلگيري جنبش والاستريت، آيندهي نظام جمهوري اسلامي كه مبتني بر پشتوانهي عظيم مردمي است بر خلاف تصور ايشان به سمت اقتدار و قدرت بيشتر و افزونتر در حال عبور است و به نظر ميرسد با تحولات اخير بايد شاهد بسط و گسترش «الگوي انقلاب اسلامي» حتي در ساير نقاط جهان باشيم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com