گروه اقتصادی: دکتر رحمان رحیمی، کارشناس بورس با بیان اینکه عملکرد مدیران ارشد بازار سرمایه را باید در بستر سیاستهای کلان اقتصادی کشور مورد ارزیابی قرار داد، اظهارداشت: البته نمیتوان تمامی پیامدهای منفی ایجادشده در بازار سرمایه را صرفاً به یک فرد یا مقام نسبت داد، چراکه جهتگیریهای کلان اقتصادی نقش پررنگتری در شکلگیری وضعیت فعلی ایفا کرده است با اینحال، یکی از نقدهای وارد به رئیس سازمان بورس، مربوط به وعدههایی است که در تضاد با واقعیتهای موجود بازار بیان کرد. ایشان وعدهی رسیدن به ارزش ۵۰۰ میلیارد دلاری بازار سرمایه را مطرح کرد، در حالیکه در آن مقطع ارزش بازار حدود ۱۴۰ میلیارد دلار بود، و اکنون نیز این عدد به کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار رسیده است.
به گزارش بولتن نیوز، او افزود: حداقل انتظار از رییس سازمان بورس این است که در اظهارات خود، بهویژه در حوزههایی که مستقیماً با اعتماد عمومی و جهتگیری سرمایهگذاران مرتبط است، با دقت و واقعبینی بیشتری عمل کند. وعدههایی که فاقد پشتوانه کارشناسی هستند، نهتنها محقق نمیشوند، بلکه باعث تشدید بیاعتمادی در میان فعالان بازار خواهند شد.
رحیمی خاطرنشان کرد: نتیجهی چنین اظهارنظرهایی باعث ضربه خوردن به اعتماد عمومی سهامداران میشود. هنگامی که سرمایهگذاران احساس کنند که هر تصمیم اقتصادی میتواند بهطور ناگهانی تغییر کند، انگیزهی ورود به بازار کاهش خواهد یافت.
او با بیان اینکه بازگرداندن اعتماد به بازار سرمایه، فرآیندی بسیار دشوار و زمانبر است، یادآور شد: هرچه زمان بیشتری از بروز بیاعتمادی بگذرد و اقدامات اصلاحی به تأخیر بیفتد، احیای این سرمایه اجتماعی سختتر خواهد شد. اعتماد، بر خلاف تصمیمات آنی، به تدریج و در سایهی ثبات، شفافیت، و رفتار منطقی بازیگران کلان اقتصادی شکل میگیرد. بنابراین، هرگونه بیثباتی مستمر یا تصمیمات متناقض، نهتنها بازگشت اعتماد را دشوارتر میکند، بلکه ممکن است آن را بهطور کامل از بین ببرد
وی در پاسخ به این سوال که آیا ریزش امروز شاخص بورس واکنش به سیاست های تعرفهای دولت آمریکاست، گفت: سیاستهای جدید تعرفهای آمریکا مثل بشیاری از سیاستهای اقتصادی جهانی تاثیری بر بورس ما ندارد . اول اینکه حال بورس ما بهطور کلی خوب نیست. کلیت وضعیت بازار سرمایه ایران، متأثر از عوامل بنیادیتری است که در طول سالهای گذشته شکل گرفتهاند و همچنان ادامه دارند. ا از سوی دیگر، باید توجه داشت که اقتصاد ایران بهطور کلی و بازار سرمایه بهطور خاص، نقش پررنگی در تعاملات اقتصادی و مالی بینالمللی ندارند؛ بنابراین، تحولات جهانی نیز به همان نسبت اثر محدودی بر بورس ایران دارند.
وی با بیان اینکه وضعیت نابسامان فعلی بورس ایران، نتیجهی سیاستهای اقتصادی و مدیریتی اشتباه در سالهای گذشته است که طی ماههای اخیر نیز تداوم داشته، عنوان کرد: این سیاستها منجر به کاهش اعتماد عمومی، خروج نقدینگی از بازار، و در نهایت، کاهش بازدهی بورس شده است.
او افزود: آنچه بیش از هر چیز بر روند بازار تأثیر میگذارد، سیاستگذاری داخلی و کیفیت حکمرانی اقتصادی است، نه صرفاً اظهارنظرهای مقطعی.
این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر اینکه شرایط بورس به گونهای است که سرمایهگذار جدید، با مشاهده نرخ بهره بالا و بازدهی پایین بازار، دیگر انگیزهای برای ورود به بورس ندارد، عنوان کرد: صندوقهایی که پیشتر بازدهی معقولی داشتند، اکنون به حدود یک درصد سود بسنده کردهاند، که این میزان برای یک سرمایهگذار توجیه اقتصادی لازم جهت ورود به بازار سرمایه را فراهم نمیکند.
وی افزود: در چنین شرایطی، طبیعیست که بخشی از سرمایهگذاران به سمت گزینههایی چون طلا متمایل شوند؛ طلا یکی از داراییهای سنتی و نسبتاً کمریسک است که نیاز به دانش تخصصی پیچیدهای ندارد. حتی اگر بازدهی اسمی آن در سطحی پایین باشد، برای بسیاری از افراد، نسبت به ریسک موجود در بازار سرمایه، گزینهای منطقیتر به نظر میرسد. هرچند با در نظر گرفتن تورم، بازدهی واقعی سرمایهگذاری در طلا نیز چندان بالا نیست، اما در مقایسه با بسیاری از سهامهای بورسی که عملاً بازدهی منطقی نداشتهاند، همچنان انتخاب قابلقبولتری است.
رحیمی با بیان اینکه نمیتوان با قطعیت گفت که سهامهای بورسی بازدهی منطقی داشتهاند؛ چرا که حتی در سطح اسمی نیز بسیاری از آنها سودآوری نداشتهاند، یادآورشد: این موضوع نشاندهنده آن است که نرخ تورم از بازدهی بازار پیشی گرفته و در نتیجه، سود واقعی (Real Return) برای سرمایهگذاران منفی یا نزدیک به صفر بوده است.
در چنین شرایطی، حتی اگر برخی موضعگیریها یا تحرکات سیاسی و اقتصادی نیز رخ دهد، در عمل تأثیر محسوسی بر بهبود وضعیت بورس نخواهد داشت.
این تحلیلگر بازار سرمایه تصریح کرد: واقعیت این است که بازار سرمایه ایران در وضعیت مطلوبی قرار ندارد و سرمایهگذار جدید نیز، حتی نسبت به بهترین گزینههای بورسی، انگیزهای برای ورود به بازار ندارد.
او با اشاره به اینکه دستورالعملها و تصمیمات خلقالساعه که بعضاً بدون اطلاعرسانی شفاف و با سرعت اجرایی میشوند، تأثیر بسزایی بر کاهش اعتماد سرمایهگذاران و از بین رفتن قابلیت پیشبینیپذیری بازار سرمایه داشته، گفت: هنگامیکه سرمایهگذاران مشاهده میکنند که با صدور یک نامه یا بخشنامه، کلیت روند یک صنعت یا سهم بهطور ناگهانی تغییر میکند، اعتماد خود را نسبت به منطق و ثبات بازار از دست میدهند.
رحیمی گفت: بازار سرمایه در شرایط نرمال باید از حداقلی از پیشبینیپذیری برخوردار باشد؛ بهگونهای که سرمایهگذار، بر پایهی تحلیل دادهها، بررسی اطلاعات و دیدگاه خود نسبت به آینده، اقدام به تصمیمگیری کند. اما زمانیکه یک تصمیم اداری ناگهانی میتواند باعث شود سهامی که روز گذشته در صف خرید بوده، امروز به صف فروش برسد، بیثباتی بازار برای فعالان آن ملموس میشود.نتیجهی چنین وضعیتی، ضربه خوردن به یکی از مهمترین مؤلفههای سرمایهگذاری در هر بازار—یعنی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی—است. متأسفانه، در این روند، آنچه بیش از هر چیز از دست میرود، اعتماد مردم به بازار و نهادهای تصمیمگیر است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com