گروه سیاسی: در ویدیویی که ملاحظه میکنید ابعاد تکاندهندهای از سواستفاده مالی در ساختار ایران بررسی شده و به مقایسه آن با شفافیت در کشورهای دیگر، حتی در نظامهای سلطنتی، میپردازد. فیلم با عبارتی سنگین آغاز میشود: «روضهی فساد برای مردم مظلوم ایران که با شنیدن آن میشود سالها اشک ریخت.» این عبارت، از همان ابتدا، عمق فاجعه و تأثیر ویرانگر فساد بر زندگی مردم را نمایان میسازد.
مقایسهای کنایهآمیز: شفافیت ملکه انگلیس در برابر ابهام مقامات ایرانی
به گزارش بولتن نیوزویدیو برای نشان دادن عمق نبود شفافیت در ایران، مثالی قابل تأمل از بریتانیا میآورد. او اشاره میکند که حتی اگر ملکه انگلیس اختیارات اجرایی هم داشته باشد، هر شهروند انگلیسی که مالیات پرداخت میکند (حتی به اندازه یک سنت یا یک پوند)، این امکان را دارد که به «ریز مخارج» ملکه و دستگاه سلطنت دسترسی داشته باشد. این شفافیت، به گفته او، حقی بدیهی برای مالیاتدهندگان در آن کشور است تا بدانند پولشان چگونه هزینه میشود. این مقدمه، بستری را فراهم میکند تا در ادامه، با ارائه نمونههایی از ایران، تضاد آشکار در پاسخگویی و شفافیت به نمایش گذاشته شود.
پروندهای بهتآور: ۱۰۰ هزار میلیارد تومان فساد مالی عیسی شریفی
یکی از تکاندهندهترین مثالهایی که گوینده مطرح میکند، پرونده فساد مالی مرتبط با «عیسی شریفی» است. او ادعا میکند که در دورهای که آقای شریفی در سمتی نامشخص (احتمالاً مرتبط با شهرداری تهران با توجه به اشاره بعدی به قالیباف) فعالیت داشته، «صد هزار میلیارد تومان گردش مالی فساد» وجود داشته است. برای درک بهتر ابعاد این رقم نجومی، گوینده تأکید میکند که این اتفاق در سالی رخ داده که «دلار فقط سه هزار تومان بوده است.» این مقایسه زمانی، بزرگی غیرقابل تصور این فساد را بیشتر آشکار میکند. اگر بخواهیم با دلار امروز این رقم را حساب کنیم باید صدهزار میلیارد تومان را ضرب در حداقل سی کنیم. این چه عددیست و چندتا صفر دارد؟
نکته قابل تأمل دیگر در این بخش، اشاره به «محمدباقر قالیباف» به عنوان «رئیس این مجموعه» در آن زمان است. گوینده با طرح این موضوع، به طور ضمنی، مسئولیت یا حداقل لزوم پاسخگویی او در قبال این فساد کلان را مطرح میکند. اما دردناکترین بخش این ماجرا، به گفته گوینده، فقدان کامل اطلاعرسانی به مردم است. او با حسرت میگوید: «دریغ از این که یک گزارش یک خطی به مردم ارائه بدن که الان آقای عیسی شریفی کجا تشریف دارن؟» این سوال بیپاسخ، نمادی از عدم شفافیت و «محرم ندانستن» مردم در جریان امور مهم کشور تلقی میشود.
ماجرای ۲ میلیارد یوروی گمشده و فرماندهای که زندان نرفت
مثال دوم، به پروندهای دیگر با ابعاد بینالمللی اشاره دارد. گوینده از «اسماعیل احمدی مقدم»، فرمانده وقت نیروی انتظامی ایران، نام میبرد و ادعا میکند در جایی (یا سمتی) که او مسئولیت داشته، «دو میلیارد یورو پول نقد گم شده است.» تکرار کلمه «گم شده»، بار معنایی سنگینی دارد و به جای استفاده از عباراتی چون اختلاس یا سوءاستفاده، بر ناپدید شدن بیرد و نشان این مبلغ هنگفت تأکید میکند. این عدد به قیمت امروز یعنی ۲۳۰ هزار میلیارد تومان!
شوکآورتر از گم شدن این مبلغ کلان، سرنوشت فرد مسئول در این ماجراست. گوینده تصریح میکند که آقای احمدی مقدم، با وجود اینکه به «سه سال زندان محکوم شده» و این «حکم قطعی» بوده، اما «سه دقیقه هم زندان نرفته است.» این ادعا، اگر صحت داشته باشد، نشاندهنده وجود حاشیه امن برای برخی مقامات و عدم اجرای عدالت در مورد آنهاست. گوینده با اشاره به اینکه تنها اتفاقی که برای او افتاد، برکناری «بدون اطلاع» بود، بر این بیعدالتی و نبود پاسخگویی صحه میگذارد.
تضاد در اجرای قانون: قطع دست برای دزدی کوچک، مصونیت برای فساد کلان
گوینده در ادامه، با مقایسهای تلخ، به تضاد آشکار در برخورد با جرائم مالی در سطوح مختلف جامعه اشاره میکند. او میگوید در حالی که یک «مجرم» در روستاهای تبریز یا ارومیه به دلیل دزدی (احتمالاً در مقیاس بسیار کوچکتر)، با قطع چهار انگشت دست مواجه میشود و این اقدام تحت عنوان «حکم اسلام» توجیه میگردد، اما در مقابل، گم شدن ۲ میلیارد یورو یا فساد ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی، منجر به هیچ مجازات مؤثری برای عاملان اصلی نمیشود. این مقایسه، پرسشهای جدیای را در مورد عدالت، اجرای قانون و تبعیض در سیستم قضایی و اجرایی کشور مطرح میکند.
افشای پشتپرده دو اختلاس بزرگ؛ ردپای “گادفادر”
درحالیکه پروندههای فساد اقتصادی یکی پس از دیگری افشا میشوند، اطلاعات تازهای از دو اختلاس کلان به دست آمده که نشان از نقش پررنگ فردی با لقب “گادفادر” در این تخلفات دارد. این فرد، که از او بهعنوان سردار پشت پرده نام برده میشود، نقشی کلیدی در تصاحب داراییهای گسترده ازجمله گاوداریهای متعلق به هژبر یزدانی ایفا کرده است.
بر اساس اسناد بهدستآمده، این چهره پرنفوذ با بهرهگیری از شبکهای پیچیده، توانسته است ضمن دور زدن نظارتهای مالی، داراییهای هنگفتی را از مسیرهای غیرشفاف به کنترل خود درآورد. گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که مجموعههایی که پیشتر در اختیار یزدانی بوده، اکنون به نام اشخاصی مرتبط با این فرد ثبت شده است.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند که این پرونده تنها بخش کوچکی از یک شبکه فساد گستردهتر است که برای سالها در سایه فعالیت کرده است. سوال اصلی اینجاست که نهادهای نظارتی تا چه میزان قادر خواهند بود پرده از این سناریوی پیچیده بردارند و عاملان اصلی را به پاسخگویی وادار کنند.
با توجه به ابعاد گسترده این اختلاس، انتظار میرود که در روزهای آینده اطلاعات بیشتری درخصوص پشتپرده این ماجرا منتشر شود. آیا نهادهای مسئول قادر خواهند بود این زنجیره فساد را متوقف کنند یا نفوذ “گادفادر” فراتر از حد تصور است؟
نتیجهگیری: فاجعهای به نام عدم شفافیت
پیام اصلی این ویدیوی کوتاه اما پرمحتوا، فریادی است از درد نبود شفافیت و پاسخگویی در برابر فسادهای کلان مالی در ایران. گوینده با ارائه مثالهایی مشخص و تکاندهنده، تلاش میکند تا نشان دهد چگونه مقامات در بالاترین سطوح میتوانند درگیر پروندههایی با ارقام نجومی شوند، اما نه تنها پاسخگوی عملکرد خود به مردم نباشند، بلکه حتی در صورت محکومیت قطعی، از اجرای مجازات نیز مصون بمانند. این «روضه فساد»، به تعبیر خود گوینده، حکایتی غمانگیز از سیستمی است که در آن، مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور، «محرم» دانسته نمیشوند و از حقوق اولیه خود برای دانستن و مطالبه شفافیت محروماند؛ فاجعهای که به گفته او، میتواند سالها اشک را بر چشمان مردم مظلوم ایران جاری سازد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com