گروه اقتصادی: احمد خاتون آبادی، استاد پیشین دانشگاه صنعتی اصفهان در گفت و گو با بولتن نیوز درباره فوریتهای مدیربت منابع آب کشور اظهارداشت: ابتدا باید تمامی پروژههای آبخیزداری در بالادست بهصورت موقت متوقف شوند. مهم نیست که در این مناطق درختکاری شده باشد یا نه؛ آنچه اولویت دارد، جلوگیری از برداشت بیرویه آب و متوقف کردن پمپاژ آن است. آب باید اجازه داشته باشد که آزادانه در رودخانهها جریان پیدا کند، به سدها برسد و سپس بهصورت مدیریتشده از سدها رهاسازی شود تا رودخانهها کاملاً خشک نشوند.
وی افزود: البته این تصمیم ممکن است چالشهای اجتماعی ایجاد کند. بهعنوان مثال، باغهایی که در حاشیه دریاچهها و رودخانهها ایجاد شدهاند، اگر چاههای تأمینکننده آب آنها بسته شود، دچار آسیب خواهند شد. اما در مناطقی مانند حاشیه دریاچه ارومیه، این اقدام ضروری است. چاههای غیرمجاز و برداشتهای بیرویه باید کنترل و محدود شوند، زیرا در غیر این صورت، منابع آبی کاملاً از بین خواهد رفت. مدیریت بحران به معنای تصمیمگیریهای سخت اما ضروری برای نجات منابع آبی کشور است.
خاتون آبادی با تاکید بر اینکه در ادامه مدیریت منابع آبی کشور لازم است که چاههای غیرمجاز باید بسته شوند، عنوان کرد: در مناطقی مانند اطراف دریاچه ارومیه، دهها هزار چاه غیرمجاز وجود دارد که همگی باید مسدود شوند. این موضوع مشکلات اجتماعی به همراه خواهد داشت، اما باید برای آن راهحل اساسی در نظر گرفت. بهعنوان مثال، کشاورزانی که به باغداری غیرقانونی وابسته هستند یا در بالادست از منابع آبی بهرهبرداری بیرویه میکنند، نباید بدون حمایت رها شوند. بلکه باید یک برنامه جایگزین برای تأمین معیشت آنها تدوین شود تا این مشکل برای همیشه حل شود.
*طرحی به نام آبخیزداری مکانیکی
این پژوهشگر حوزه آب با بیان اینکه محدودیت منابع آبی بیشتر به دلیل نحوه مدیریت و سیاستهای خاصی است که در مدیریت آب اعمال میشود و نه صرفاً به دلیل کمبود بارندگی، گفت: در واقع، مقدار آبی که در اختیار داریم کم بوده و بهدرستی تخصیص داده نشده است. این مسئله به شیوه مدیریت منابع و نحوه بهرهبرداری از آنها برمیگردد. برای مثال، آبهای سطحی که حجم سالیانه ورودی آنها به کشور حدود ۱۰۵ میلیارد مترمکعب است، به گونهای مدیریت میشوند که بخشی از آن بهجای جاری شدن در مسیرهای طبیعی، در سازههای خاصی نگهداری یا هدایت میشود.
وی افزود: بخشی از این آب که در گذشته بهطور طبیعی در مسیر رودخانهها جریان داشت، اکنون با ساخت سدهایی که هزینههای زیادی صرف احداث آنها شده، ذخیره میشود تا در مواقع نیاز، مانند فصل تابستان، برای کشاورزان رهاسازی شود. اما مدیریت سدها به گونهای است که در برخی مواقع، رسوبات در پشت سدها تجمع پیدا میکنند و بهتدریج ظرفیت ذخیرهسازی آب را کاهش میدهند. همچنین، اگر سدها بهدرستی مدیریت نشوند، ممکن است هنگام بارندگی شدید و ناگهانی، به جای کنترل سیلاب، باعث تشدید آن شوند، زیرا ظرفیت خالی کافی برای مهار حجم بالای آب ندارند. در نتیجه، به جای جلوگیری از سیل، ممکن است خود سد به عاملی برای بحران تبدیل شود. در واقع، این نوع سازهها اگر بهدرستی مدیریت نشوند، میتوانند مشکلاتی در کنترل سیلاب و تأمین منابع آب ایجاد کنند.
خاتون آبادی با اشاره به اینکه مسئله اصلی مدیریت منابع آبی در حوضههای آبخیز است، عنوان کرد: در بالادست سدها، یعنی جایی که بارندگی اتفاق میافتد، اقدامات آبخیزداری انجام میشود. در این مناطق، آببندها و سدهای کوچکتری در مناطق کوهستانی ساخته میشوند تا جریان آب کنترل شود. همچنین، زمینهای بالادست سدها را بهعنوان بخشی از طرحهای آبخیزداری یا پروژههای تثبیت خاک واگذار میکنند. در این مناطق، برای جلوگیری از فرسایش خاک، اقدام به کاشت درختان مثمر مانند زیتون، مرکبات، زردآلو و سایر گونههای مقاوم میکنند. اما یکی از چالشها این است که اگر این مناطق بهدرستی مدیریت نشوند، به دلیل عمر کوتاه خاک و فرسایش سریع آن، ممکن است این اقدامات تأثیرگذاری کافی را نداشته باشند، چرا که خاک در این مناطق سنگی و کمعمق است.
او افزود: باید توجه داشت که اولویت در آبخیزداری، حفظ پوشش گیاهی است. اگر آبخیزداری اصولی انجام نشود، با هر بارندگی، مشکلات به سدهای پاییندست منتقل شده و چالشهای جدیدی ایجاد میشود. بنابراین، به جای صرفاً اجرای پروژههای سازهای، باید پوشش گیاهی و روشهای بیولوژیک در بالادست مورد توجه قرار گیرد.
این پژوشگر حوزه آب یادآور شد: برای مدیریت صحیح منابع آبی، به نظر من باید آبخیزداری مکانیکی بهسرعت متوقف شود و ساخت سدهای کوچک در مناطق بالادست سراسر کشور نیز پایان یابد. زیرا اولویت اصلی، نیازهای اکولوژیک است. رودخانهها بهدلیل یک نظام طبیعی و حکمت خاصی شکل گرفتهاند، و نباید با مداخلات سازهای مسیر آنها را مختل کرد.
او اضافه کرد: در گذشته، قبل از پیشرفت فناوری، شاید نیازی به کنترل دقیق این فرآیند نبود، اما اکنون با تغییر شرایط و افزایش جمعیت، ما به ذخیرهسازی طبیعی آب در سفرههای زیرزمینی نیاز داریم. سیلابها باید مسیر طبیعی خود را طی کنند و به رودخانهها و سفرههای زیرزمینی نفوذ کنند. در گذشته، شاید این سفرهها اهمیت چندانی نداشتند، اما امروز با کاهش منابع آب، پر شدن آنها ضروری است. بنابراین، اجرای پروژههای آبخیزداری سازهای در بالادست باید متوقف شود تا آب بتواند در مسیر طبیعی خود جریان یابد و سفرههای زیرزمینی را تغذیه کند.
*چند پیشنهاد برای مدیریت منابع آبی
خاتون آبادی در ادامه با تاکید براینکه آبخیزداری در درجه اول باید بر حفظ پوشش گیاهی متمرکز باشد، متذکر شد: این رویکرد را آبخیزداری بیولوژیک مینامیم، که به جای احداث آببندها و سدهای کوچک در مناطق کوهستانی، بر تقویت پوشش گیاهی و مدیریت طبیعی منابع آب تأکید دارد. در روشهای مکانیکی، سدهای کوچک باعث جلوگیری از جریان طبیعی آب شده و رودخانهها و حتی خود سدهای پاییندست را از منابع آبی محروم میکنند. در نتیجه، اثرات منفی آنها بیشتر از مزایایشان است.
وی پیشنهاد کرد:برای مدیریت منابع آبی لازم است که:
۱. سدسازی و مدیریت منابع آب متناسب با نیاز منطقه باشد و نباید باعث خشکی رودخانهها و تالابها شود.
۲. حقابه محیطزیستی، یعنی سهم رودخانهها و تالابها، باید در اولویت باشد. این بدان معناست که آب در مسیر طبیعی خود حرکت کند و سفرههای آب زیرزمینی (آبخوانها) بهطور مستمر تغذیه شوند تا جلوی فرونشست بیشتر زمین هم گرفته شود
۳.پروژههای آبخیزداری مکانیکی باید فوراً متوقف شوند. همچنین، سازههایی که تاکنون احداث شدهاند، باید به گونهای مدیریت شوند که آب به پشت سدهای اصلی هدایت شود. این کار باعث میشود سدها بتوانند آب مورد نیاز را تأمین کنند و از خشکسالی شدید جلوگیری شود.عمق خاک در مناطق کوهستانی کم بوده و صرفا مناسب گیاهان مرتعی که رویشگاه طبیعی آن هاست است. ریشه درختان در این مناطق به سرعت بعد از چند سال به سنگ برخورد می کنند و سرمایه گذاری ها در کنار خاک و زیست بوم کوهستانی نابود می گردد اساسا زراعت و باغداری ویژگی پایین دست رودخانه ها و در دشت های آبرفتی و جلگه دعای دارای خاک عمیق می باشد و نه در مناطق کوهستانی.
این پژوهشگر آب همچنین گفت: در کنار این اقدامات کوتاهمدت، یک برنامه کلان برای مدیریت آب در سطح ملی ضروری است. باید اجرای پروژههای آبخیزداری مکانیکی در تمام حوضههای آبریز کشور متوقف شود تا از تشدید بحران آب جلوگیری کنیم. در غیر این صورت، کشور با شرایط بسیار بحرانیتر از وضعیت کنونی مواجه خواهد شد.
او با اشاره به اینکه در گذشته، چاههای عمیق به این شکل وجود نداشتند، اما امروز با برداشت گسترده از منابع زیرزمینی، تغذیه این سفرهها ضروری شده است، یادآور شد: وقتی در بالادست سدها، سدهای کوچکتر و آببندهایی احداث میشوند که خودشان مانع از رسیدن آب به سدهای اصلی میشوند، دیگر نمیتوان گفت که بحران آب در نتیجه کمبود بارندگی یا عوامل طبیعی است، بلکه مسئله اصلی، نبود مدیریت یکپارچه در منابع آب است. مدیریت یکپارچه یعنی اینکه همزمان هم بالادست و هم پاییندست در نظر گرفته شود. اما در وضعیت فعلی، وقتی در بالادست سد میسازند، به پاییندست که سدهای بزرگ وجود دارد، توجهی نمیکنند. همچنین، وقتی سدهای بزرگ ساخته میشوند، به پاییندستتر که تالابها و دریاچهها نیاز به آب دارند، بیتوجهی میشود. نتیجه این روند، خشک شدن منابع آبی و تشدید بحران آب است.
او گفت: به نظر من، این نوع مدیریت جزیرهای و ناهماهنگ، یکی از مهمترین عوامل مشکلات کنونی آب در کشور است.
*توهم انتقال آب
خاتون آبادی در پاسخ به این سوال که آیا طرحهای انتقال آب از خلیج فارس، دریای عمان یا دریای خزر به مناطق داخلی کشور می تواند راهگشا باشد، گفت: به هیچ وجه؛ این طرحها از نظر زیستمحیطی، اقتصادی و پایداری منابع، مشکلات جدی دارند. این روش نهتنها یک راهحل اساسی برای بحران آب نیست، بلکه میتواند خود به یک بحران جدید تبدیل شود.
او افزود: یکی از مشکلات اصلی این است که انتقال آب، بهویژه برای مصارف صنعتی و توسعه شهری، باعث افزایش جمعیت و گسترش صنایع در مناطق مقصد میشود. در نتیجه، نیاز به آب افزایش پیدا میکند و بحران دوباره تکرار میشود. به عبارت دیگر، این روش یک راهکار پایدار نیست، بلکه فقط مشکل را به تعویق میاندازد.
خاتون آبادی تصریح کرد: از سوی دیگر، آبشیرینکنها که در این طرحها به کار گرفته میشوند، تأثیرات منفی بر اکوسیستم دریا دارند. تخلیه پساب شور و مواد شیمیایی حاصل از این فرآیند به دریا، تعادل زیستی آن را به هم میزند و به محیطزیست دریایی آسیب میزند.علاوه بر این، انتقال آب به مناطق مرتفع نیازمند صرف انرژی بسیار زیادی است. در شرایطی که ایران با چالشهای جدی در تأمین انرژی مواجه است، این روش نهتنها پرهزینه، بلکه از نظر زیستمحیطی نیز غیراصولی است.
او گفت: بهطور کلی، به جای تمرکز بر انتقال آب از دریا، باید منابع موجود را بهتر مدیریت کرد. راهحلهای پایدارتر شامل مدیریت بهینه مصرف، کاهش هدررفت آب، بازچرخانی آب، اصلاح الگوی کشت و حفظ سفرههای زیرزمینی است. انتقال آب شاید در شرایطی خاص و برای مناطق محدود قابل بررسی باشد، اما بهعنوان یک راهکار بلندمدت، نمیتواند بحران آب کشور را حل کند.
به گفته وی، در این فرایند، مشکل اصلی این است که آب بهطور طبیعی نمیتواند به مناطق مرتفع پمپاژ شود، بلکه نیاز به صرف انرژی دارد. این کار برخلاف قوانین و تعادل طبیعی است. به همین دلیل، هرگونه طرح انتقال آب نهتنها مشکل کمبود آب را حل نمیکند، بلکه بحران را تشدید میکند.
او با بیان اینکه در بسیاری از مناطق، انتقال آب نه برای جبران کمبود، بلکه برای توسعه صنایعی انجام میشود که منجر به یک چرخه معیوب میشود، گفت: صنایع جدید احداث میشوند، مصرف آب افزایش مییابد، دوباره کمبود آب به وجود میآید، و مجدداً نیاز به انتقال آب احساس میشود. این اتفاقی است که در مناطق کویری مانند اصفهان و یزد رخ داده است. کارخانههای فولاد و صنایع بزرگ با آب انتقالی ساخته شدهاند، اما در نتیجه آن، رودخانههای استانهای مبدا خشک شده، تالابها از بین رفتهاند و کشاورزان با بحران شدید مواجه شدهاند. در واقع، آب از یک استان منتقل شده تا صنایع در استان دیگر رشد کنند، اما نتیجه آن نابودی منابع آبی و معیشتی مناطق مبدا بوده است.
او افزود: این روند کاملاً اشتباه است. هرگونه انتقال آب بدون در نظر گرفتن ظرفیت اکولوژیک و مدیریت پایدار منابع، تنها بحران را به نقطهای دیگر منتقل میکند و مشکلات جدیدی ایجاد میکند.
این پژوهشگر آب خاطرنشان کرد: بهعنوان یک برنامهریزی توسعهای، انتقال آب یک راهکار کاملاً نادرست و غیراصولی است.. در کشورهای توسعهیافته، بهجای انتقال آب از مناطق دیگر، بر مدیریت صحیح منابع، کاهش مصرف، بازچرخانی آب و بهینهسازی بهرهبرداری تأکید میشود. اما در کشور ما، بهجای اصلاح الگوی مصرف، تصمیم به انتقال آب گرفته میشود، که این رویکرد در بلندمدت بحران را تشدید میکند. راهحل پایدار، سازگاری با طبیعت و مدیریت منابع موجود است، نه انتقال آب از یک منطقه به منطقه دیگر که خود باعث ایجاد مشکلات جدید میشود.
او گفت: انتقال آب باعث ایجاد توهم فراوانی در مناطق مقصد میشود، درحالیکه در واقع منابع آب پایدار نیستند
به گفته وی، هیچکس در بلندمدت از انتقال آب سودی نمیبرد. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای جهان این سیاست را کنار گذاشتهاند و پروژههای انتقال آب را متوقف کردهاند.
خاتون آبادی یادآور شد: در بسیاری از نقاط دنیا، مناطقی که به لطف آب انتقالی توسعه یافتهاند، در واقع دچار یک بحران مصنوعی شدهاند، زیرا منابع مبدا نابود شدهاند و آب کافی برای پشتیبانی از رشد جمعیت و صنایع جدید وجود ندارد.این روند یک چرخه معیوب ایجاد میکند، در حالی که جهان در حال متوقف کردن این پروژههاست، ما در ایران تازه در حال شروع آنها هستیم، که این یک اشتباه بزرگ است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com