گروه مذهبی: حضرت آيتالله جوادي آملي در بیانات خود در روز تاسوعا 1435 هـ . ق بیان داشت: ماه محرم كه ماه سوگ و ماتم است ماه عبادت و بندگي خداست زيرا طبق بيان نوراني امام معصوم(سلام الله عليه) وجود مبارك سيّدالشهداء(سلام الله عليه) جان خود را در راه خدا داد براي دو كار، همان دو كاري كه پيامبران و خصوص پيامبر خاتم(عليهم السلام) آن دو كار را برنامه الهي خود ميدانستند.
خدا انبيا را براي همين دو كار فرستاد يكي اينكه جامعه بفهمد, يكي اينكه جامعه وارسته بشود; علم و عدل ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾ اين يك برنامه, ﴿وَيُزَكِّيهِمْ﴾ اين برنامه دوم. آدمِ بفهم و آدم پاك، چنين جامعهاي جامعه بهشتي است كه انبيا براي همين دو امر آمدند آن كسي كه متوجه نيست كه حيات او حيات انساني نيست آنكه ميفهمد و عمل نميكند آن هم كه حياتش حيات انساني نيست ﴿يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾ اين اصل اول, ﴿وَيُزَكِّيهِمْ﴾ اصل دوم براي اينكه انسان همين دو شأن را دارد برخي از نيروهاي ما عهدهدار ادراكاند يعني چشم و گوش, برخي از نيروهاي ما عهدهدار كار و فعاليتاند يعني دست و پا.
آنكه چشم و گوش ندارد ناقص است آنكه چشم و گوش دارد ولي دست و پاي او فلج است ناقص است, آنكه چشم و گوش دارد يعني خوب ميفهمد, دست و پاي او سالم است خوب كار ميكند اين انسان سالمي است اين براي بيرونِ ما, در درون ما نيرويي است به نام عقل نظر كه عهدهدار انديشه است كه بايد خوب بفهمد, يك نيروي ديگر هم هست به نام عقل عمل كه انگيزه براي اوست بايد خوب تصميم بگيرد, كسي كه اهل جزم برهاني نيست انسان نيست, كسي كه اهل جزم برهاني است ولي اهل عزم انساني نيست او هم انسان نيست.
پس انبيا(عليهم السلام) براي همين دو كار آمدند همين دو وظيفه را وجود مبارك حسينبنعلي(سلام الله عليه) در كربلا داشت در زيارت «اربعين» كه از بهترين زيارتهاي آن حضرت است ميخوانيم: «و بذل مهجته فيك» خون قلبش را در راه تو داد تا اين دو عنصر و دو اصل در جامعه زنده بشود «ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة»[1] مردم از جهالت نجات پيدا كنند عالِم و دانشمند بشوند و از ضلالت و گمراهي عملي نجات پيدا كنند هدايت بشوند اين مطلب اول.
مطلب دوم آن است كه ما دلمان ميخواهد ببينيم عزاداري ما مقبول است يا نه همانطوري كه علاقهمنديم ببينيم كه نماز ما مقبول است يا نه, روزه ما مقبول است يا نه, علاقهمنديم بفهميم عزاداري ما مقبول است يا نه؟ براي هر كدام از اينها علامتي ذكر كردند ما الآن به خوبي ميتوانيم بفهميم نمازي كه خوانديم مقبول شد يا نشد; زيرا خدا نماز را معرفي كرد كه آثار نماز اين است كه نماز، انسان را از بدي و زشتي پاك ميكند ﴿إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾[2] ما اگر تا شب امتحاناتي پيش آمد به لطف الهي دست ما آلوده نشد, چشم ما آلوده نشد خدا را شاكر باشيم كه اين نماز [ظهر و عصر] ما قبول شد اگر خداي ناكرده در امتحاناتي كه از ظهر تا شب پيش ميآيد چشم و گوش ما دست ما آلوده شد مطمئن باشيم اين نماز مقبول نيست براي اينكه نماز آن است كه انسان را از زشتي باز دارد اگر كسي تشنه است و مايعي را خورد و سيراب نشد معلوم ميشود آب نبود چون آب آن است كه رفع عطش بكند نماز آن است كه جلوي بدي را بگيرد اين معرفي نماز است البته حقيقت نماز در قيامت روشن ميشود ولي اينكه به ما گفتند: «حاسبوا أنفسكم»[3] اهل محاسبه باشيد معلوم ميشود راه باز است, اگر روزهاي گرفتيم ببينيم اين روزه مقبول است يا نه اين هم يك راه دارد چون فرمودند: «الصوم جُنّة مِن النار»[4] جُنّه يعني سپر, روزه سپر از آتش گناه است, آتش جهنم است اگر كسي روزه گرفت و امتحاني پيش آمد و اين سپر بود و نگذاشت آتش گناه به او برسد خدا را شاكر باشد كه روزه او قبول شد.
عزاداري هم همينطور است ما عزاداري كه كرديم اگر انشاءالله عاقل شديم و عامل شديم خدا را شكر كنيم كه اين عزاداري ما مقبول است براي اينكه طبق زيارت «اربعين», سالار شهيدان(سلام الله عليه) خونش را داد براي همين دو كار: مردم عاقل بشوند, مردم هدايت بشوند; هم بفهمند, هم عمل كنند نه بيراهه بروند نه راه كسي را ببندند اين وظيفه ماست. بنابراين در نحوه عزاداري چه خودمان چه دوستانمان همه بايد مواظب اين كار باشيم كاري انجام بدهيم كه نتيجه و خروجيِ آن, عقل و عدل باشد.
امروز تاسوعاي سالار شهيدان حسينبنعليبنابيطالب(سلام الله عليه) است و طبق رسم, سوگ و ماتم قمر بنيهاشم(سلام الله عليه) را مطرح ميكنند ميبينيد كربلا همه مواردش همان «بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة» است هم كارِ عاقلانه, هم كار عادلانه انجام دادند در همه مراحل.
شب عاشورا وقتي وجود مبارك ابيعبدالله فرمود ما خداي ناكرده اهل خدعه و نيرنگ و اينها نيستيم فردا هر كه باشد شهيد ميشود و اينها هم با من كار دارند با شما كاري ندارند و من هم كه امام زمان شما هستم بيعت را از شما برداشتم و اگر خواستيد برويد, دست زن و بچههايتان را بگيريد و برويد، خب اين نهايت آزادگي و بزرگواري است فرمود اينها با شما كاري ندارند مستحضريد كه راه كربلا يكطرفه بود بسته بود كسي حقّ آمدن نداشت اما رفتن آزاد بود كسي بخواهد از خارج كربلا بيايد به اردوي حسيني(عليه السلام) و حضرت را ياري كند آن راه بسته بود ولي اگر از اردوي حسيني كسي ميخواست برود راه باز بود.
فرمود اين است اول كسي كه برخاست و عرض كرد ممكن نيست دست از شما برداريم قمر بنيهاشم عباسبنعلي بود بعد ديگران به نوبه خود عرض ادب و ارادت كردند. عصر تاسوعا كه شد همان نيرنگي كه در صلح تحميلي براي حسنبنعلي(سلام الله عليهما) انجام دادند همان نيرنگ را خواستند براي حسينبنعلي(سلام الله عليهما) انجام بدهند با نيرنگهاي معاويه, افسران امام حسن را از اطراف حضرت جدا كردند حضرت را تنها كردند مجبور به سوزش كردند نه سازش اين يك صلح تحميلي بود كه جنگي نشد خوني ريخته نشد و وجود مبارك امام حسن مجبور شد صلح كند همان نقشه را درباره حسينبنعلي(سلام الله عليهما) پياده كردند كه خواستند پرچمدار رسمي ابيعبدالله را از آن حضرت جدا كنند قهراً برادران قمر بنيهاشم از او جدا ميشدند عدهاي هم فاصله ميگرفتند و فكر ميكردند وجود مبارك حسينبنعلي را به صلح تحميلي وادار ميكنند همين نيرنگ از اتاق جنگ كوفه تثبيتشده به كربلا آمد شمر چون از قبيله بنيكلاب بود و وجود مبارك قمر بنيهاشم هم از همان قبيله بود و حسّ قبيلهگرايي هم در بين عرب رايج بود گفت: «أين بنو اختنا» كجا هستند خواهرزادههاي ما چون مادر قمر بنيهاشم امّالبنين(سلام الله عليهما) از قبيله بنيكلاب بود وجود مبارك قمر بنيهاشم اعتنا نكرد بالأخره به دستور سالار شهيدان حركت كرد ببيند كه شمر چه ميگويد, گفت من براي شما و برادران تو اماننامه آوردم حضرت فرمود: «لعنك الله و لعن أمانك أتؤمننا و ابن رسول الله لا أمان له» لعنت خدا بر شما و اماننامه شما! ما در امانيم و فرزند پيغمبر در امان نيست. اين صحنه گذشت.
وقتي اماننامه عصر تاسوعا اثر نكرد اينها ديدند هيچ چاره ندارند خواستند كار را همان شب عاشورا يكسره كنند حملهكنان به طرف خيام حسيني آمدند كه هماكنون بايد جنگ كنيم يا تسليم يا جنگ, عصر تاسوعا بعد از آن جريان اماننامه. اينجا بود كه وجود مبارك سالار شهيدان به قمر بنيهاشم فرمود: «إركب بنفسي أنت يا أخي» عباس! من به فداي تو، برو با اينها مذاكره كن «فإن استطعت أن تؤخّرهم إلي الغدوة و تدفعهم عنّا العشيّة» اگر توانستي مذاكره كني امشبي را مهلت بگيري اين كار را بكن براي اينكه خداي سبحان ميداند «فهو يَعلم أنّي قد اُحبّ الصلاة له و تلاوة كتابه و الدعاء و الإستغفار» خدا ميداند من نماز را دوست دارم يعني اگر عدهاي «خوفاً من النار» عبادت ميكنند عدهاي «شوقاً الي الجنّة» عبادت ميكنند من «حبّاً» و «شكراً» عبادت ميكنم[5] فرمود من نماز را دوست دارم دعا و استغفار را دوست دارم مناجات آخر را داشته باشيم, دعا و استغفار را داشته باشيم اگر توانستي امشب را مهلت بگير.
وجود مبارك قمر بنيهاشم برگشت با آنها مذاكره كرد و آن شب را مهلت گرفت.[6] همه اصحاب رفتند در خيمههايشان «لهم دويّ كدويّ النحل»[7] همهشان مشغول قرائت قرآن, نماز, دعا و مناجات بودند مثل زنبورهاي كندو كه هر كدام زمزمهاي دارند اينها هم مناجات داشتند تنها كسي كه پرچمداري را به عهده داشت و نگهباني خيمهها به عهده او بود قمر بنيهاشم بود عدهاي هم البته ممكن بود در خدمت او همراهي كنند.
مستحضريد كه اين راه آب را براي چند منظور بستند وقتي كه سيدالشهداء(سلام الله عليه) وارد سرزمين كربلا شد دستور ابنزياد اين بود كه «جعجع بالحسين»[8] يعني خيلي سخت بگير نگذار كنار رود فرات چادر بزنند, سايه درخت نباشد, دامنه تپّه نباشد خب شما مستحضريد يك قافله وقتي بخواهد خيمه بزند نزديك نهر خيمه ميزند نه در فاصله دور, قافلهاي كه آمده ميخواهد در آن بيابان چادر بزند خب نزديك نهر و رودخانه چادر ميزند نه با فاصله, نگذاشتند حضرت كنار آن نهر عظيم چادر بزند گفتند «جعجع بالحسين» سخت بگير, در وسط آفتاب باشد نه پناهگاه مردمي داشته باشد نه پناهگاه طبيعي.
اين بخشي از رود كه در شمال شرقي كربلا ميگذرد كه از آن به عنوان رود فرات ياد ميكنند اين را براي دو جهت بستند يك جهت براي اينكه آب به خيام حسيني نرسد, يك جهت هم مستحضريد كه از همه جاي رود بزرگ نميشود عبور كرد اين رودخانههاي بزرگ جايي كه شيب نرمي دارند آن شيب نرم را ميگويند «شريعه» يعني جايي كه ميروند آب ميگيرند «مورد الشاربه» شريعه فرات يعني جايي كه براي گرفتن آب رفت و آمد ميكردند آنجا يك شيب نرم داشت قابل اين بود كه كسي عبور بكند برود و آب بگيرد.
اين قسمت شريعه را با چندين تيرانداز نگهباني ميكردند براي دو منظور: يكي اينكه آب به خيام حسيني نرسد يكي اينكه روستاييهايي كه آن طرف نهر بودند به كمك ابيعبدالله نيايند راه خشكي كه بسته بود راه آبي را هم بستند راه آبي بسته شد بر اساس اين دو منظور بود كه عده زيادي تيرانداز, موكَّل بودند براي شريعه فرات, كاملاً راه كمك را بستند. وجود مبارك قمر بنيهاشم بنا شد برود آب بياورد خب از همه اين تيراندازها بايد عبور بكند و آب بياورد همه اين كارها را كرد وقتي كه به فرات رسيد لبان مطهّرش هم تشنه است دست مطهّرش به آب رسيد خب اين نهايت كرامت است «ذَكَر عطش الحسين»[9] به ياد لبان تشنه ابيعبدالله افتاد اين خيلي كرامت است آب ننوشيد تشنه وارد شد تشنه از شريعه فرات بيرون آمد مشك را پرآب كرد آنها از هر طرف حمله كردند كه وجود مبارك قمر بنيهاشم آب را به خيام نرساند.
جنگ رو در رو با قمر بنيهاشم براي آنها بسيار دشوار بود كمين كردند بخشي از دست راست حضرت را قطع كردند, حضرت عَلَم را با دست چپ گرفت ديگر عَلَم را نينداخت تا ديگري بيايد بگيرد در يكي از جبهههاي جنگ، دست راست اميرالمؤمنين(سلام الله عليه) آسيب ديد عدهاي خواستند آن پرچم رسمي را بگيرند وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود پرچم را به دست چپ علي بدهيد[10] پرچم را در آن جبهه به دست چپ اميرالمؤمنين قرار دادند اينجا هم وجود مبارك قمر بنيهاشم پرچم را با دست چپ گرفت. مقداري كه آمد از كنار اين درختها كسي كمين كرد دست چپ حضرت را قطع كرد. امّالبنين(سلام الله عليها) در مرثيهاي كه دارد ميگويد به من گفتند عباسِ تو مَشك را به دندان گرفت دستان پسرم چه شد كه مشك را به دندان گرفت. با بقيه دو دست, پرچم را نگهداشت مشك را هم به دندان گرفت كه زود به خيام برسد تيري آمد مشك را سوراخ كرد آب مشك ريخت وجود مبارك قمر بنيهاشم نه دستي دارد كه برگردد نه آبي دارد كه به خيمه برود در همين گير و داد انشاءالله اين تاريخها درست نباشد تيري به چشمان مطهّر حضرت رسيد حضرت تا اين تير را از چشم بردارد سر خم ميكند كلهخود از سر ميافتد وقتي كلهخود از سر افتاد عمود بر فرق مطهّر قمر بنيهاشم رسيد اينجا بود كه عرض كرد: «يا أخا أدرك أخاک» همه شهدا را يكجا زيارت ميكنند ولي براي قمر بنيهاشم سه جا زيارت ميكنند يكجا كتيبهاي است كه دست راست حضرت قطع شد, يكجا كتيبهاي است كه دست چپ حضرت قطع شد آنجا كه دست راست حضرت قطع شد كتيبهاي است اين اشعار فارسي در آن نوشته است:
افتاد دست راست خدايا ز پيكرم٭٭٭ بر دامن حسين برسان دست ديگرم
دست چپم به جاست اگر نيست دست راست٭٭٭ اما هزار حيف كه يك دست بيصداست
آنجا كه دست چپ حضرت قطع شد كتيبهاي دارد نوشته است:
ان فی هذا المقام انقطعت٭٭٭يُسرة العباس بحر الکرم
اين دو جا، آنجا هم كه بدن بيسر حضرت هست كه زيارتگاه حضرت است. وجود مبارك سالار شهيدان(سلام الله عليه) به بالين اين بدن آمد ديد اين بدن را قطعه قطعه كردند همه بدنها را به خيمه دارالحرب حمل كرد اين بدن را گذاشت آيا براي اينكه اين بدن را قطعه قطعه كردند يا براي اينكه خواست قبر برادرش بارگاه جدا و مستقل داشته باشد كم نبودند شهدايي كه آنها را قطعه قطعه كردند ولي سالار شهيدان همه اينها را به خيمه دارالحرب آورد و اگر اين بدن را سالار شهيدان نميتوانست به خيمه دارالحرب ببرد وقتي وجود مبارك امام سجاد دستور داد همه ابدان را جمع كنيد پايين پاي وجود مبارك سيّدالشهداء, ميتوانست دستور بدهد كه بدن مطهّر قمر بنيهاشم را هم منتقل كنيد ولي اين كار را نكرد بنا بر اين بود كه بارگاه وجود مبارك قمر بنيهاشم مستقل باشد لذا وجود مبارك امام سجاد دستور داد همانجا كه بدن مطهّر قمر بنيهاشم است همانجا دفن كنند.
دو نفر خصيصهاي داشتند كه وجود مبارك امام سجاد آن خصيصه را رعايت كرد يكي دفن بدن مطهر سالار شهيدان بود كه شخصاً وارد قبر شد و اين بدن مطهر را دفن كرد, دوم بدن مطهر قمر بنيهاشم بود كه شخصاً وارد قبر شد و آن بدن مطهّر را دفن كرد و اگر به آن حضرت ميگفتند شما به تنهايي چگونه اين بدنها را دفن ميكنيد ميفرمود: «إنّ مَعي مَن يعينني»[11] با من کسانی هستند كه مرا كمك كنند.
«اَلسَّلامُ عَلَي الْحُسَيْنِ وَعَلي عَلِي بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلي اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلي اَصْحابِ الْحُسَيْنِ وَ رَحمةُ الله وَ بَركاتُه»
نسئلك اللهمّ و ندعوك باسمك العظيم الأعظم الأعزّ الأجلّ الأكرم يا الله! يا الله! يا الله...
پروردگارا! اين عرض ادب را به بهترين وجه قبول بفرما! بعد از پذيرش, اين را به عنوان بهترين هديه به ارواح سيّد شهداء و اولاد و اصحابش اهدا بفرما! ذخيره دنيا و آخرت ما قرار بده! همه ذويالحقوق ما از اين عرض ادب بهرهمند بفرما! پروردگارا! نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملكت ما را در سايه وليّات حفظ بفرما! روح مطهر امام راحل و شهداي انقلاب و جنگ را با انبيا محشور بفرما! مشكلات مملكت را در سايه وليّات برطرف بفرما! بيداري اسلامي خاورميانه را به پيروزي نهايي برسان! خطر دشمنان دين مخصوصاً استكبار و صهيونيسم را به خود آنها برگردان! جوانان و فرزندان ما را از بهترين شيعيان اهل بيت(عليهم السلام) قرار بده! بين ما و خاندان عصمت و طهارت در دنيا و برزخ و قيامت جدايي نينداز!
«غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته»
[1] . تهذيب الاحکام، ج6، ص113.
[2] . سوره عنکبوت، آيه 45.
[3] . غررالحکم و دررالکلم، ص 236، ح 4738، 4740، 4741.
[4] . الکافی، ج 2، ص19 و 24 و ج 4، ص62.
[5] . ر.ک: الکافی، ج2، ص 84؛ ر.ک: نهج البلاغة، حکمت 237.
[6] . الارشاد (شيخ مفيد), ج2, ص89 ـ 91.
[7] . اللهوف، ص94.
[8] . مثيرالأحزان, ص48.
[9] . بحارالأنوار, ج45, ص41.
[10] . تاريخ الخميس، ج1، ص 434؛ ذخائر العقبی(چاپ مکتبة القدسی)، ص 75.
[11] . مقتل الحسين(المقرّم)، ص337.
منبع: بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا
---
تنها با پایبندی و عمل صادقانه و جدی و باورمند به نسخه هایی که قرآن کریم برای دست رسی به اهداف الهی والا برای بهروزی و سعادت همیشگی ما بشر فراهم ساخته و دوری از تحریفهایی که با من در آوریهای بشری در این نسخه ها ایجاد گردیده است به خواسته های الهی نهضت عاشورایی سید و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) خواهیم رسید.
آلوده کردن نهضت عاشورایی با من در آوردیهای بشری که با فرهنگ دینداری اصیل قرآنی تضاد و تعارض آشکار دارند اهداف این نهضت را لوث می کند و نابود می سازد.
هر کس در تضاد و تعارض با اهداف الهی نهضت عاشورایی در هر زمان با من در آوردیهای بشری اهداف این نهضت را لوث کند بی تردید یزید زمان خویش است و با چنین ظلم عظیم جای یزید اصلی را پر کرده است(آیات: 77 سوره ی مائده و 153 سوره ی انعام).