گروه اقتصادی: در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی بین ایران و ایالات متحده آمریکا در طول دهههای گذشته به یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین روابط بینالمللی تبدیل شده است، اظهارات اخیر علی لاریجانی، مشاور ارشد رهبر انقلاب اسلامی ایران و یکی از برجستهترین چهرههای سیاسی کشور، بحثهای جدیدی را در محافل سیاسی و اقتصادی جهان برانگیخته است.
به گزارش بولتن نیوز،علی لاریجانی، که به دلیل جایگاه ویژهاش در ساختار سیاسی ایران و نقش مشورتیاش نزد بالاترین سطح تصمیمگیری در جمهوری اسلامی، همواره بهعنوان یک چهره کلیدی شناخته میشود، اخیراً پیشنهاداتی ارائه کرده که میتواند مسیر روابط دو کشور را بهطور بنیادین تغییر دهد. او از یک سو با تهدید به تسریع برنامه اتمی ایران، زنگ خطر را برای واشنگتن به صدا درآورده و از سوی دیگر، با پیشنهاد سرمایهگذاری اقتصادی مشترک، درهای دیپلماسی و همکاری را باز کرده است. این دو رویکرد، که به نظر میرسد همزمان هم تهدیدآمیز و هم فرصتساز باشند، نشاندهنده یک استراتژی پیچیده و چندلایه از سوی ایران است که میتواند آینده روابط دو کشور را پس از نزدیک به پنج دهه تنش و درگیری، یا به سوی بهبود ببرد یا به سمت نابودی کامل سوق دهد.
جایگاه ویژه علی لاریجانی و اهمیت اظهارات او
علی لاریجانی، که سابقهای طولانی در سیاست و دیپلماسی ایران دارد، نه تنها به دلیل سالها حضورش در رأس مجلس شورای اسلامی، بلکه به خاطر نقش کنونیاش بهعنوان مشاور رهبر انقلاب، شخصیتی است که سخنانش نمیتواند به سادگی نادیده گرفته شود. او در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان یکی از افراد مورد اعتماد در عالیترین سطوح تصمیمگیری شناخته میشود و اظهاراتش اغلب بازتابدهنده دیدگاههای استراتژیک و بلندمدت نظام است. وقتی چنین فردی، که از نزدیک با سیاستگذاریهای کلان کشور در ارتباط است، همزمان از تهدید به اتمی شدن ایران سخن میگوید و هم پیشنهاد همکاری اقتصادی با آمریکا را مطرح میکند، این امر نشاندهنده یک تاکتیک دیپلماتیک هوشمندانه است که هدفش نه تنها مدیریت تنشها، بلکه ایجاد یک نقطه عطف در روابط دوجانبه است.
تهدید به اتمی شدن ایران، که لاریجانی بهعنوان یک ابزار فشار دیپلماتیک مطرح کرده، میتواند بهعنوان یک پیام هشدارآمیز به آمریکا و متحدانش تعبیر شود. این تهدید، که در شرایطی بیان شده که مذاکرات هستهای ایران با قدرتهای جهانی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، نشاندهنده عزم ایران برای حفظ قدرت چانهزنی خود در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی است. از سوی دیگر، پیشنهاد سرمایهگذاری اقتصادی مشترک، که لاریجانی بهعنوان یک راهکار جایگزین ارائه کرده، نشان میدهد که ایران نیز، همانند آمریکا، علاقهای به تشدید تنشها و ورود به یک درگیری نظامی ندارد. این دو رویکرد، که به نظر میرسد در تضاد با یکدیگر باشند، در واقع مکمل یکدیگرند و هدفشان ایجاد یک تعادل استراتژیک است.
چرا هیچکدام از دو کشور علاقهای به جنگ ندارند؟
وضعیت کنونی هر دو کشور نشان میدهد که هیچکدام از آنها تمایلی به ورود به یک جنگ تمامعیار ندارند. ایالات متحده، با وجود قدرت نظامی عظیمش، درگیر چالشهای داخلی متعددی از جمله مشکلات اقتصادی، تقسیمات سیاسی و بحرانهای اجتماعی است. از سوی دیگر، ایران، با وجود پیشرفتهای نظامی و دفاعی، به دلیل تحریمهای شدید اقتصادی و محدودیتهای بینالمللی، ترجیح میدهد منابع خود را به جای جنگ، بر توسعه داخلی و بهبود شرایط اقتصادی متمرکز کند. این شرایط، بستری را فراهم کرده تا پیشنهادات لاریجانی جدیتر از همیشه بررسی شود.
پیوند اقتصادی قوی بین دو کشور میتواند برای هر دو طرف فواید قابل توجهی داشته باشد. برای ایران، سرمایهگذاری خارجی میتواند به بازسازی زیرساختها، ایجاد فرصتهای شغلی و تقویت اقتصاد کمک کند. برای آمریکا، دسترسی به بازار ایران و منابع طبیعی و نیروی کار ارزان این کشور میتواند یک فرصت استراتژیک باشد، بهویژه در شرایطی که واشنگتن به دنبال کاهش وابستگی به برخی از متحدان سنتی خود در خاورمیانه و آسیا است. با این حال، یکی از موانع اصلی در این مسیر، سیاستهای تعرفهای سختگیرانه آمریکا علیه کشورهای صادرکننده است که میتواند مانع از همکاری اقتصادی شود.
نقش تعرفهها و پیشنهاد نوآورانه ایران
یکی از نکات کلیدی در پیشنهاد لاریجانی، توجه به مسأله تعرفههای تجاری است. ایالات متحده در سالهای اخیر، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ و حتی در برخی سیاستهای جو بایدن، سیاستهایی را دنبال کرده که بر اساس آن، تعرفههای سنگین بر کالاهای وارداتی از کشورهای مختلف اعمال میشود. این سیاست، که بخشی از جنگ تجاری آمریکا با چین و دیگر اقتصادهای بزرگ است، میتواند برای ایران یک فرصت باشد. لاریجانی پیشنهاد کرده که در ازای سرمایهگذاری اقتصادی آمریکا در ایران و اجازه واردات بدون تعرفه محصولات آمریکایی به ایران، ایران حاضر است بسیاری از نیازهای آمریکا را حتی با تعرفه ۵۰ درصدی تأمین کند.
این پیشنهاد، که در نگاه اول جسورانه و حتی غیرمتعارف به نظر میرسد، در واقع یک استراتژی هوشمندانه است. دلیلش این است که هزینه تولید در ایران، به دلیل دستمزدهای پایین، منابع طبیعی فراوان و زیرساختهای نسبتاً ارزان، به مراتب کمتر از بسیاری از کشورهای دیگر است. بنابراین، حتی اگر تعرفه ۵۰ درصدی بر صادرات ایران به آمریکا اعمال شود، قیمت تمامشده محصولات ایرانی همچنان برای مصرفکنندگان آمریکایی جذاب خواهد بود. این امر نه تنها میتواند برای آمریکا یک جایگزین اقتصادی برای کالاهایی که پیش از این از کشورهای دیگر وارد میشد فراهم کند، بلکه به ایران نیز اجازه میدهد تا از مزایای سرمایهگذاری خارجی و بازار بزرگ آمریکا بهرهمند شود.
از سوی دیگر، این پیشنهاد میتواند به ادامه جنگ تعرفهای آمریکا با دیگر کشورها کمک کند. اگر آمریکا بتواند بخشی از نیازهای خود را از ایران تأمین کند، فشار کمتری بر متحدان سنتی خود مانند چین یا اتحادیه اروپا وارد خواهد شد، و در عین حال، ایران نیز میتواند جایگاه خود را در بازار جهانی تقویت کند. این استراتژی، اگر به درستی مدیریت شود، میتواند یک برد-برد واقعی برای هر دو طرف باشد.
فرصت طلایی ایران برای بهرهبرداری حداکثری
مهمترین نکته در این میان، توانایی ایران برای استفاده بهینه از این فرصت است. در شرایطی که جهان با تغییرات سریع اقتصادی و سیاسی مواجه است، ایران میتواند از این پیشنهاد بهعنوان یک اهرم فشار دیپلماتیک و اقتصادی استفاده کند. اگر تهران بتواند مذاکراتی سازنده با واشنگتن آغاز کند و اعتمادسازی لازم را انجام دهد، ممکن است شاهد یک چرخش تاریخی در روابط دو کشور باشیم. با این حال، چالشهای پیشرو، از جمله بدبینی تاریخی، تحریمها، و فشارهای داخلی در هر دو کشور، میتواند این راه را دشوار کند.
در نهایت، پیشنهاد لاریجانی نه تنها یک راهکار عملی برای کاهش تنشها، بلکه یک آزمایش بزرگ برای سنجش اراده دو کشور برای همکاری است. اگر ایران و آمریکا بتوانند از این فرصت استفاده کنند، ممکن است شاهد پایان یکی از طولانیترین و پیچیدهترین منازعات قرن بیستم باشیم. اما اگر این پیشنهاد نادیده گرفته شود یا به درستی مدیریت نشود، خطر تشدید تنشها و حتی یک درگیری غیرقابل کنترل همچنان باقی خواهد ماند.
این مقاله، با بررسی دقیق اظهارات و پیشنهادات علی لاریجانی، نشان داد که ایران نه تنها به دنبال حفظ قدرت خود در برابر فشارهای خارجی است، بلکه آماده است تا با ارائه راهکارهای نوآورانه، به سوی آیندهای بهتر حرکت کند. حالا توپ در زمین واشنگتن است: آیا آمریکا این فرصت را خواهد پذیرفت یا همچنان مسیر تقابل را انتخاب خواهد کرد؟ زمان پاسخ خواهد داد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com
آیا یهودی که در تعالیم اش به صراحت تصریح شده که دولت اسرائیل بزرگ توسط ایرانیان از بین خواهد رفت اجازه خواهد داد امریکا و ایران روابطشان درست شود؟! محال ممکن است.