علیخانی عزیز! مشکل رقم قرارداد فوتبالیستها نیست، مشکل بیعدالتیست
برنامه ماه عسل روز 12 تیر ماه که مصادف بود با پنجمین روز از ماه مبارک رمضان، میزبان سه نفر از فوتبالیستهای کشور بود. سه نفری که قبل از رسیدن به دوران ثروت و شهرت، در خانوادههایی فقیر زندگی کرده و با دشواریهای کاری و مالی فراوان روی پای خودشان ایستادند تا به جایگاه امروزی برسند.
هرچند به نظر میرسید ماه عسل میخواهد با این کارش ارقام نجومی قراردادهای فوتبالیستها را غسل تعمید داده و منتقدین آنرا آرام کند، اما مجری این برنامه در انتها گفت که قرار نیست همهی اجزای فوتبال کشور با این برنامه مورد تأیید قرار بگیرد و ما فقط خواستیم داستان این سه نفر را برای شما روایت کنیم. داستان کسانی که هرچند خیلی سختی کشیدند اما الان اوضاع زندگیشان بسیار متفاوت شده. داستان کسانی که امروز بخاطر سرگرمی و ورزش حرفهای، پول میلیاردی میگیرند.
اما آیا مشکل منتقدین ارقام نجومی قرارداد فوتبالیستها با پخش این قسمت از برنامه ماه عسل حل شد و رفت پی کارش؟ آیا دلیل اصلی مخالفین حجم گستردهی رد و بدل شدن پول در نظام فوتبال کشور تنها به این برمیگشت که آنها فکر میکردند چرا یک مشت بچه پولدار باید قرارداد میلیاردی ببندند که حالا با نشان دادن چند تا فوتبالیست برآمده از خانوادههای مستضعف، صدای انتقادشان بخوابد؟ خیر! مشکل جای دیگریست.
مشکل اینجاست که چرا بالاخره یک روز دوچرخهی فلان فوتبالیست به بنز و پوروشه تبدیل میشود و در ازایش، نه پیشرفت خاصی در لیگ فوتبالمان میبینیم و نه در اخلاق ورزشکارانمان. اما موتور گازی ملی پوش والیبال ما بعد از فرو ریختن دژهای جهانی و کسب کلی افتخار ملی، هنوز که هنوز است همان موتور گازی باقی مانده و بس. مشکل اینجاست که وزارت ورزش و جوانان ما عدالت را به خوبی در بین رشتههای ورزشی مختلف توزیع نکرده است.
البته این تازه وجه کوچکی از این بیعدالتی و مشکل است. وجه بزرگترش وقتی هویدا میشود که میبینی در این مملکت، برای توپ بیشتر از اندیشه ارزش قائل میشوند. ایرادی ندارد که موتور گازی فلان دانشجو یا پژوهشگر ما تبدیل به بنز که نه حتی همین سمند خودمان هم نمیشود. اصلا ایرادی ندارد که حتی روزی میرسد که مجبوری بخاطر طرحت، موتورت را بفروشی و دیگر همان را هم نداشته باشی. اما ایکاش حداقل زحماتت به اندازهی زحمتهای فوتبالیست لیگ برتری دیده میشود. مشکل اینجاست که بیعدالتی اجتماعی یک وجهش در برتری دادن ورزش قهرمانی به علمآموزی و پژوهش تبلور پیدا میکند.
در آن برنامهی ماه عسل داستان زندگی فوتبالیستهایی را دیدیم که در ابتدا خیلی سخت زندگی میکردند اما بالاخره مزد سختیهایشان را دیدند. اما ایکاش ماه عسل از کسانی پذیرایی کند که سالهاست سختی میکشند و حقشان این است که الان بهترین زندگی را داشته باشند، اما هنوز که هنوز است نمیتوانند خواب این را ببینند که تا آخر عمرشان حتی به اندازهی درآمد یک سال یک فوتبالیست درآمد داشته باشند.
ایکاش ماه عسل از معلمان، کارگران، هنرمندان و دیگرانی میگفت که بسیار بیشتر از این فوتبالیستهای مهمان شده سختی دیده و زحمت کشیدهاند اما نه کسی زحمت آنها را دیده و نه کسی مزد زحمتشان را داده است. و بعد از این همه سال، وقتی خودشان را با فوتبالیستهای جوان بنز و پروشه سوار مقایسه میکنند از خودشان میپرسند که مگر آنها چه کردهاند که ما نکردیم؟ مگر فوتبال چه گلی به سر این مملکت زده که باید برایش اینقدر خرج کرد، اما معلمی و کارگری و هنرمندی من حتی یک دهم آن هم ارزش ندارد؟
ایکاش ماه عسل از این میگفت که اگر قرار است هر فوتبالیست لیگ برتری در سال حداقل صد میلیون درآمد داشته باشد، پس باید فلان پژوهشگر و دانشمند و دانشگاهی و عالم و هنرمند کشور هم نه چند برابر آن که حداقل به همان اندازه درآمد داشته باشد و مهمتر از آن، عزیز و محترم شمرده شود. تا روزی نرسد که بیش از نیمی از جوانان ما، بجای اینکه شهید احمدی روشنها و رحیمپور ازغذیها و وحید جلیلیها الگویشان باشد، فلان فوتبالیست کشور الگویشان شود. اینکه فوتبالیستهای کشور ما الگو باشند ایرادی ندارد، اما هر چیزی برای خودش حدی دارد.
باور کنید کسی با ارقام نجومی قرداد فوتبالیستها مشکل ندارد. مشکل اصلی با بیعدالتی موجود است. بیعدالتی ورزشی و بیعدالتی بینالشغلی که این آخری، میتواند آیندهی کشور را بدجوری به خطر بیاندازد. ایکاش ماه عسل به بیان تنها وجود این بیعدالتیها و رساندن این پیام به آنهایی که مسئول تغییر وضع موجودند اما دست روی دست گذاشتهاند، کام تلخ مستضعفین را کمی شیرین کند.
فکرکنم شما فقط دلواپسی... شما که نه رسانه خوندی و نه سینما و نه هیچ گرایش هنرهای نمایشی، نقدت وارد نیست...
تازه دومی هیچ ادعایی نداره اما اولی جوری رفتار میکنه انگار دنیا مال اونه.
هر چی باشه ما در یک کشور اسلامی زندگی میکنیم و باید اخلاق و عدالت دو جزء مهم در کشور باشه.