، بیستم
فروردین1372یادآور عروج سیّدِ شهیدان اهل قلم و هنرمند فرزانه حاج سیّد
مرتضی آوینی نویسندۀ توانا، راوی دوست داشتنیِ "روایت فتح"، سردبیر مجلۀ
ادبی و هنری "سوره" و مسئول واحد تلویزیونی "حوزۀ هنری" است.
به گزارش بولتن نیوز،
درست بیست و یک سال پیش در چنین روزی، شهید آوینی كه به همراه یك گروه
فیلمبرداری جهت ساخت مجموعۀ جدیدی از برنامۀ تلوزیونی خاطره انگیز"روایت
فتح" به یكی از مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس عزیمت كرده بود، در حین
بررسی منطقه و تحقیق پیرامون ساخت این برنامۀ تلوزیونی دربارۀ هشت سال دفاع
مقدس، به همراه مهندس محمدسعید یزدان پرست به روی مین رفت و به شهادت
رسید.
چندی پیش یکی از سخنرانی های منتشرنشدۀ شهیدمرتضی آوینی درجمع گروهی از طلاب، تحت عنوان «مخاطب هنرمند مسلمان» رسانه ای شد که حاوی نکات قابل تاملی پیرامون هنر انقلاب اسلامی از زاویه دید مخاطب شناسی است و در اینجا قصدداریم ضمن بازخوانی این سخنرانی، مباحثی را پیرامون دیدگاه ها و نظریات سیّدشهیدان اهل قلم طرح نماییم.
رسالت هنرمند
آوینی در ابتدای این سخنرانی با اشاره به این که مباحث بسیاری در مورد مخاطب هنرمند مسلمان قابل طرح و بررسی است، سوال بنیادی و راهگشا در این بحث را بازشناسی "هدف تبلیغات" اعلام نموده می گوید: "با توجه هدف تبلیغات میشود، مخاطب را انتخاب كرد." آوینی با اشاره به مسئلۀ تبلیغات در اسلام می گوید: "آن چه در قرآن درباره تبلیغات میشود گفت، این است كه وظایف مبلغین با وظایف پیامبران یكسان است. در رابطه با هدف اسلام از تبلیغات میشود گفت این است كه اسلام دو جور رسالت برای انسان ها میشود، اثبات كرد: یكی رسالت خاص و كلی كه در مورد انبیا و ائمه اطهار(ع) مطرح است و دیگری رسالت عام و جزیی كه برای همه انسان ها قابل اثبات است. ما بهطور مشخص به مسئله مخاطب میپردازیم؛ ولی بحث این است كه همان رسالتی كه برای انبیاء و ائمه اطهار(ع) علیهمالسلام اثبات میكنیم، بهنوعی جزییتر و عمومیتر بر همه انسانها واجب است."
در ادامه شهید آوینی با تشریح بحثی مفصل درخصوص رسالت عام و خاص در متون و اسناد اسلامی و قرآنی و نیز با اتکا به برخی احادیث و روایات به اثبات ضرورت قراردادن چنین رسالتی(عام) در گوهر وجودی انسان از سوی خداوند پرداخته و بحث درخصوص هدف تبلیغ در اثار هنری و ذیلاً مواجه و روبرویی مخاطب هنرمند مسلمان را پی گرفته، می گوید: "اینكه برای انسان رسالت عام اثبات میكنیم، و برای همه افراد بشر نوعی نبوت قایل میشویم، به اعتبار عقل اوست. یعنی همین كه پروردگار به بشر عقل عنایت فرموده، كافی است كه ما رسالت عام را برای بشر اثبات كنیم و بگوییم به خاطر عقلش چنین رسالتی به گردن دارد. مسئله تبلیغات به اینجا برمیگردد. اهداف تبلیغی آن رسالات خاص كه در مورد انبیا و ائمه علیهمالسلام هست، با اهداف رسالت عام كه برای همه افراد بشر اثبات میشود، یكی است."
شهید آوینی همچنین با اشاره به بحث امر به معروف و نهی از منکر، یكی از دلایل اثبات رسالت عام بر گردن همه افراد بشر را این مسئله دانسته بر وجوب آن به همین دلیل تاکید می کند و وجوب این مسئله را نیز ناشی از عاقل بودن انسان می داند. با این حال او با تاکید بر قوای دیگری که در وجود انسان هست كه نمیگذارد قوای عاقله بهطور طبیعی و سالم كار كند، به توضیح درخصوص انسانی كه التزام و تعهدی نسبت به اسلام ندارد، پرداخته و می گوید: "انسان چون در غفلت جهل مركب به سر میبرد، قیامت بهنظرش دور است، نسبت به مرگ یقین ندارد، با اینكه هر لحظه احتمال مرگش هست؛ اما اینها به نظرش قابل دسترسی و نزدیك است به این خاطر نقد را میگیرد و نسیه را رها میكند. اگرچه اشتباه میكند، مرگ و قیامت نقد است و این نسیه است. چون اگر بخواهیم این دو را با هم بسنجیم، مثل جاودانگی است در مقابل هیچ، مثل بینهایت است در برابر صفر."
با این حساب آوینی معتقد است، عقل نمیتواند بهطور مطلق كار كند چراکه در این صورت، همین عقل انسانی برای هدایت بشر كافی بود که چنین نیست. اینكه عقل انسان را برای نجات از "خسر الدنیا" رها نمی کند، به خاطر این است كه "اولاً دنیا قابل دسترسی است، جاذبههای زیادی بر انسان فشار میآورد و عوامل دیگری وجود دارد. این حالت در مجموع باعث میشود كه عقل انسان نتواند او را به راه راست هدایت كند."
هدف از تبلیغات یا هدف هنرمندمسلمان از خلق اثرهنری
سیّدشهیدان اهل قلم در بخش بعدی این سخنرانی به تفسیر به اهمیّت مسئۀ "هدف از تبلیغ" که از ابتدا نیز بر آن تاکید نموده، پرداخته و پس از اثبات کامل اهمیت و ضرورت این مسئله در بحث مخاطب شناسانه اش براساس اسناد و آیات قرآنی و احادیث و روایت متعدد اسلامی، بر "واحدبودن وظیفۀ تبلیغ" تاکید گذاشته و این وظیفه را باتوجه به این که همه این قوای انسانی(و هر آن چه به زندگانی دنیایی مربوط می شود) تحت تسلط عقل بشر درنمیآیند، از منظری کلان، هدایت بشر به "صراط مستقیم" معرفی می کند. آوینی همچنین با اشاره به "هدف از خلقت" می گوید: چون زمینه غفلت برای او(بشر در زندگی دنیایی) فراهم است و از همه طرف جاذبههای مختلفی بر وجودش تحمیل میشود و عقل او به سختی میتواند همه این ها را تحت انقیاد خود بكشاند، وظیفه تبلیغات گوشزد كردن این معناست. یعنی همان وظیفه امر به معروف و نهی از منكر و وظیفهای كه بر عهده انبیا و ائمه(علیهمالسلام) اثبات شده و البته روش های این كار هم بیان شده است."
در ادامه با اشاره به وجود حدی ذاتی برای امر به معروف و نهی از منكر و نامحدود نبودن آن برای بشر مسلمان و این که امر به معروف و نهی از منکر به صورت نامحدود برای مسلمانان واجب نیست به شرایط امربه معروف و نهی از منکر پرداخته و به برخی از حدود تعیین شده آن اشاره می کند و می گوید: "مخاطب امر به معروف و نهی از منكر باید كسی باشد كه احتمال تأثیر بر او وجود داشته باشد. یعنی از اول این حد ذاتی را برایش گذاشتهاند. برای مخاطب تبلیغات هم این حد ذاتی موجود است. یعنی مخاطب را از میان كسانی انتخاب كنید كه احتمال تأثیر را درباه آن ها میدهید. بنابراین عدهای از اقشاری كه درجامعه موجودند، بهطور كل از محدوده مخاطبان شما خارج میشوند. یعنی مخاطب شما محدود میشود به عده به خصوصی كه احتمال تأثیر بر آن ها هست."
عوامل موثر قالب بیانی و روش تبلیغی
آوینی درادامه آوینی به توضیح درخصوص عوامل تاثیرگذار بر روش تبلیغات و قالب آن پرداخته می گوید: فرض كنید الآن 60 سال است كه كلمه ملت برای ما بهمعنای قرآنی آن مطرح نیست. بعد از مشروطه كلمه ملت به معنایی تبدیل شد كه الآن ما از آن میگیریم، درحالیكه قبل از آن ملت به قرآن برمیگشت و در قرآن ملت به معنای روش میآید. وقتی قرآن میگوید «مله ابراهیم» به معنای روش و سنت ابراهیم است. درحالیكه ملت بعد از مشروطه به معنایی آمده كه الآن ما از آن استفاده میكنیم. منظورم این است كه زبان باعث شده یك كلمه ثابت، دو معنای مختلف میگیرد. با توجه به این، دلایل زیادی موجود است كه هر زمان مقتضیات بخصوصی دارد، از عواملی كه بر چگونگی انتخاب قالب بیانی و روش تبلیغی انسان تأثیر میگذارند، یكی مقتضیات زمان و دیگری مخاطب است. این دو، مهمترین عواملی هستند كه هم روش تبلیغات را مشخص میكند و هم قالب بیانی آن را. قالبی را كه باید در آن محتوای مورد نظرمان را بیان كنیم.
ملاحظات اساسی درمورد مخاطب(بحث درخصوص عقل و دل)
شهید آوینی در ادامه با تاکید بر اینكه قرآن "نمونه تبلیغی ماست"، با استناد به کتاب "آشنایی با قرآن" شهید مطهری، از دو كانون اساسی در وجود بشر صحبت به میان آورده آن را "عقل" و "دل" می نامد و معتقد است، با توجه به این دو كانون اساسی كه در وجود بشر هست، مخاطب (قرآن) انتخاب شده است. مخاطب بخشی از آیات قرآن، عقل بشر است. چون استدلال میكند، برهان میآورد. سعی میكند بشر را از طریق عقلانی به همان طریقی كه موجود و لازم است، هدایت كند. این دقیقاً یك روش عقلانی است. روشی كه عقل بشر مخاطب آن است. از طرفی مخاطب تعدادی دیگر از آیات دیگر قرآن آن دل انسان است. دل هم همان مركزی است كه همه عواطف و تأثرات بشر در آن منعكس میشود.
با این تفاسیر است که آوینی معتقد است، در وجود مخاطب تبلیغات كه انسان است، ملاحظات اساسی موجود است. از یك طرف در او كانون عقلانی وجود است و از طرفی دل كانون عواطف و احساسات و تأثرات قلبی او هستند. این دو، مخاطب های اصلی تبلیغات هستند.
ملاحظات فرعی در مورد مخاطب(بحث درخصوص فطرت)
بنابر سخنان شهید آوینی، از آن جا که مخاطب دستهبندی میشود و با توجه به این دستهبندی های مختلف، روش های تبلیغ و قالب بیانی آن بهطبع عوض میشود، درباره ملاحظات اصلی در مورد مخاطب فقط یك موضوع باقی میماند و آن "مسئله فطرت انسانی" است. فطرت از مسایل اساسیست كه بهعنوان یكی از عناوین موردبحث درباره مخاطب باید بررسی شود. آوینی می گوید: "چون روش تبلیغی قرآن مبتنی بر فطرت بشر است ما هم بهعنوان مبلغین و هنرمندان مسلمان كارمان دقیقاً مبتنی بر فطرت بشر باشد." او که فطرت را "خلقت و سرشتی كه پروردگار به انسان بخشیده" می داند، مجموعه مشخصاتی كه بشر از نظر خلقت و سرشت الهی و از نظر فطرت اولیهاش داراست را "فطریات" نامیده و این فطریات البته در حوزههای مختلفی دسته بندی می کند و به عنوان نمونه از "گرایش انسان نسبت به حق"، "حق دوستی"، "حقپرستی" "گرایش انسان به زیبایی" ، "مسئله توحید"، "معاد" نام برده توجه به فطریات را یكی از اساسیترین مسایلی می داند که در هنگام انتقال پیام به مخاطب باید درنظر گرفت.
آوینی معتقد است اگر چیزی با فطرت انسان(مخاطب) مخالف باشد، به هیچوجه نمیپذیرد. اگر بخواهیم چیزی را برخلاف فطرت انسان به او تحمیل كنیم، مدتی ممكن است ظاهراً قبول كند، ولی بعد از مدتی جاذبههای فطری او فشار میآورد و سعی میكند موانعی را كه در مقابل فطرتش موجود است، از سر راه بردارد. در مورد مسئله تبلیغات هم به همین صورت است. اگر برخلاف بشر عمل شود و فطریات او در نظر گرفته نشود، خود به خود باعث میشود تبلیغ و پیام شما را به هیچوجه نپذیرد.
تناسب قالب و محتوا و احتمال تاثیر
آوینی در بخش دیگری از این سخنرانی به بحث تناسب قالب و محتوا پرداخته و می گوید: "قالب، همیشه با محتوای خود مناسبت دارد. یعنی پیام همیشه با فرم ارایهاش مناسبت دارد. اگر پیام اصلی شما مرگ است، قالب آن نمیتواند طنز یا تفریح باشد."
آوینی با اشاره به کمیت احتمال تاثیر، آن را "حد"ی می داند كه مخاطب ما را از غیرمخاطبمان مشخص میكند. آوینی در توضیح این مسئله می گوید: البته این تقسیمبندی نامنظم است: در جاهایی هست كه این تقسیم بر اساس مقوله است. مثل گروه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، گاهی تقسیم بر اساس گروه های سنّی است. مثل گروه كودك. گاهی اصلاً مشخص نیست كه مخاطب كیست و معلوم است كه كاملاً قاطی كردهاند و نظام مشخصی ندارند. جاهایی هم هست كه مجموعههایی مثل سپاه و جهاد در صداوسیما حضور دارند و خودشان هم نمیدانند باید چطور تقسیمبندی كنند."
در ادامۀ بحث درخصوص این دست تقسیم بندی هایی که برای تولید محتوا و ارائه به مخاطب گوناگون صورت می گیرد، با اشاره به پرسشنامهای که ازسوی مرکز تحقیقات و پژوهش های صداوسیما تهیه شده بود، ضمن بیان انتقادی منطقی، جدی و اصولی از شیوۀ از شیوۀ عمل صداوسیما می گوید: از همان اول فرم، بنا را مثل زمان شاه گذاشتهاند. اولاً تقسیم ها براساس مقولات است و خودبهخود این ما را به سمتی میراند كه برنامههای مستقل از زمان بسازیم. یعنی میگوییم گروه سیاسی، گروه اجتماعی، گروه فرهنگی، حالا یك گروه هم باشد، برای برنامههای مذهبی. خیلی معقول هم هست. مقولات را كه تقسیم میكنیم، وقتی مقولات را به سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی تقسیم كردید، جدایی همه چیز از مذهب اتفاق میافتد. این یك مسئله اساسی است و به روش های آموزشی و تعلیم و تربیت و روش های تبلیغاتی از نظر اسلام باز میگردد كه اینكه آیا روش اسلام تقسیمبندی طولی است یا تقسیمبندی عرضی؟"
تقسیمات طولی و عرضی
آوینی در بخش پایانی قسمت نخست این جلسۀ سخنرانی درحضور طلاب، به بحث تقسیمات طولی و عرضی در نظام های آموزشی و تبلیغاتی و بازخوانی نسبت مقولات مختلف در اسلام می پردازد، تفکیک مذهب و مسائل مذهبی از دیگر شئون و تقسیمات را مورد نکوهش و انتقاد جدی قرار داده و با اشاره به تفاوت روش آموزشی در حوزه و دانشگاه می گوید: "در حوزه روش آموزشی طولی است؛ برخلاف دانشگاه ها كه روششان روش عرضی است. شیمی، فیزیك، هندسه و معارف اسلامی. یعنی
چه؟ آیا مگر دكترای فیزیك داشتن برای یك آدم اعتباری میآورد و ارزش اخلاقی میسازد؟ همین كه آدم دكتر فیزیك شد، كفایت میكند؟ پروردگار در صحرای محشر در مواقف حساب میگوید ایشان دكتر فیزیك است، بگذارید برود بهشت؟ این طور كه نیست. دكتر فیزیك هم برای اینكه آدم شود، باید معارف اسلام را بخواند و به دنبال علم و تزكیه برود. دكترای فیزیك یك ارزش مقدماتی و فرعی دارد، نه ارزش اصلی، این ها را باید از هم جدا كرد، چون اگر این كار را نكنیم، اشتباه خواهیم كرد. آنوقت فكر میكنیم اسلام برای علوم تجربی همانقدر ارزش قایل است كه برای علوم الهی. بعد كه این دو تا را با هم اشتباه كردیم، سیستم دانشگاهمان اینطوری میشود كه مثلاً شیمی، فیزیك... یك معارف اسلامی هم كنار آنها میگذاریم. خود من دو نمونه در نزدیكان سراغ دارم كه نمرههای خیلی بالایی در معارف اسلامی گرفتهاند، حتی بیست. نماز هم نمیخوانند. چنین دانشجویی به چه درد میخورد؟ تاریخ اسلام را از بنده بهتر بلد است. مواردی را میگوید كه خودم از او میپرسم. درحالیكه در حوزه برعكس است. وقتی دانشكده الهیات را با حوزه مقایسه میكنید، متوجه میشوید كه روش اسلام چگونه است. آیا روش تقسیمبندی مقولات در اسلام عرضی است یا طولی؟ آنجا مشخص میشود. الهیات، تقسیمبندی عرضی است. همان درس هایی را هم میخوانند كه در حوزه خوانده میشود. در حوزه، تقسیمبندی طولی است و همان درس هایی را میخوانند كه در دانشكدههای الهیات خوانده میشود. منتهی دانشجوی سال پنجم الهیات به اندازه سال اولی حوزه هم نمیداند."
تصویری از شهیدمرتضی آوینی در دوران دانشجویی
چگونگی انتخاب مخاطب ازسوی هنرمند مسلمان
شهید آوینی معتقد است، تقسیم بندی مقولات به شیوۀ عرضی، آن چنان که برای نمونه در دانشگاه ها و سیستم آموزشی دانشگاهی یا سیستم تقسیم بندی کنونی و همیشگی رسانه ها، ازتلوزیون و رسانۀ ملی گرفته تا پایگاه های خبری کوچک و بزرگ و مجله ها و ... انجام می شود، شیوه ای ناکامل و گمراه کننده است. سیّدشهیدان اهل قلم، پس از ارائۀ توصیفاتی از نظام های آموزشی عرضی و طولی، تقسیم بندی مقولات به شیوۀ عرضی را به 2دلیل نادرست اعلام می کند و می گوید: "چون این تقسیمبندی باعث میشود اولاً كمكم برنامهها به سمتی برود كه مستقل از زمان باشد. با زمان ارتباطی نداشته باشد و (ثانیاً) ملاحظات اساسی در مورد مخاطب در نظر گرفته نشود" و درنهایت موکداً بر اهمیت این موضوع نقطه می گذارد.