کد خبر: ۱۱۵۴۸۱
تاریخ انتشار:
نزولخورها نگران نباشند دارایی هم 30 درصد نزول می گیرد

نقد و بررسی اخبار روزنامه های امروز یکشنبه 26 آذر 91

امروز یکشنبه 26 آذر ماه 91 روزنامه های صبح نسبت به انتشار اخبار مختلف از این سو و آن سوی جهان اقدام کردند که به نقد و بررسی برخی از مهمترین آنها می پردازیم.

بولتن نیوز: موضوع مهمی که در تمام روزنامه های صبح امروز به چشم می خورد تیتری مربوط به حادثه تیراندازی به کودکان در ایالت کانتیکت نیوجرسی آمریکا که طی آن از فاجعه بزرگی خبر داده شده که طی آن 27 کودک دانش آموز به همراه معلمشان با هفت تیر کشی یک جوان 20 ساله از نوع توسعه یافته و اصیل آمریکایی کشته شدند. نکته مهم در این بین این است که در آمریکای بسیار آزاد و خیلی زیاد با فرهنگ و تمدن از این نوع جنایتها به وفور یافت می شود و از این راکی بازیها و ادمکشیها به قدری فراوان است که حتی اوباما هم تاکید کرده " بابا دیگه گندشو در آوردیم" و " این شیوه از کشتن به قدری تکراری و زیاد شده که باید یه فکری براش بکنیم". البته جایی شنیده بودم که می گویند طبیعت برای تادیب افراد ظالم همواره اینگونه عمل می کند که به جای فرستادن عذاب مستقیم از عذابهای غیر مستقیم استفاده می کند چون دردش بیشتر و فشار روانی اش غیر قابل تحمل است. ناگفته نماند که ما هم به عنوان یک انسان از فاجعه ای که رخ داده متاثر شدیم ولی این موضوع نمی تواند عاملی باشد بر این موضوع که این عذابها نتیجه وحشی گریهای  آمریکائیها و ظلم جنایاتشان در کشورها دیگر و به خصوص جهان سوم است.

در واقع در طبیعت هر عملی عکس العملی است از عملکرد خود ما. پس قاعدتا وقتی امریکائیها به رژیم صهیونیستی کمک می کنند تا کودک های مدرسه ای و خورد سال را مورد هدف قرار دهند و بکشند و یا شکنجه کنند و یا خود آنها در عراق و افغانستان و دیگر کشورهای جهان به جنایتهای مختلف دست می زنند، نباید از اینگونه فجایع شوکه شوند و جا بخورند.

این گونه اعمال فرزندان آمریکائیها نمودی است از تربیت و شخصیتی که فیلمهای هالیودی برای آنها به ارمغان آورده و ثمره گراس و مشروبات الکلی و بی بند و باریهای اخلاقی و خانوادگی در آمریکا است که نه به چهار چوبهای سنتی بنیاد خانواده پایبند هستند و نه به اصول اخلاقی برای احترام گذاشتن به حقوق جوامع بین الملل.

به هر حال موضوع آمریکایی و کابوی بودن چیزی است که در خون بیشتر آمریکائیها است که اغلبشان هم از انگلیس به این کشور مهاجرت کرده اند! اما ما ایرانیها هم باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم تا با زورگیریهایی که این روزها از گوشه و کنار به گوشمان میرسد آینده ای بد تر از آمریکائیها نداشته باشیم!. آینده ای تاریک که هر فرد برای امنیت جانی خود و خانواده اش مجبور باشد مجوز نگهداری اسلاحه از نیروی انتظامی بگیرد و یا مردم وقتی فرد زورگیری را دیدند بی خیال همه چیز شده و موتور و موتور سواران را با هم به زیر خودرو شان ببرند. زورگیرهایی که از پشت پیرزنها و زنهای میان سال را بغل می کنند به شکلی که فرد نمی تواند تکان بخورد  و از زیر تا بالا را باد ست می گردند! و هر چه دارند می برند!!.

از دیگر اخبار مهم امروز باید به خبر روزنامه ملت ما اشاره کنیم که از رشد 175 درصدی بدهی بانکها به بانک مرکزی و  بدهی 53 هزار میلیارد تومانی آنها به بانک مرکزی خبر داده است. با کمی دقت به این خبر مشاهده میکنیم که بدهی اعلامی برای بانکها به بانک مرکزی تقریبا نزدیک است به بدهی 70 هزار میلیارد تومانی مردم به بانکها بابت معوقه ها!. در واقع بانکها با بدهکار کردن خود به بانک مرکزی، هزینه مطالبات معوق خود را بر دوش بانک مرکزی گذاشته اند با این تفاوت که بانکه بابت دیرکرد از مردم هوار تومان جریمه دیرکرد می گیرند و بانک مرکزی نمی گیرد. همچنین بانکه 53 هزار میلیارد تومان بانک مرکزی را با در نظر گرفتن ضریب فزاینده پولی دوباره به مردم وام داده است! و  از ان سودهای کلان می گیرد اما بانک مرکزی در این بین فقط گردن کج کرده تا ببیند کی کمی از پولش را پس می دهند.

همشهری هم امروز نوشت: "معاون ستاد قاچاق کالا و ارز از وجود افرادی در بدنه دولت خبر داد که از عرضه کالاهای خارجی تقلبی به دلیل وجود منافع حمایت می کنند". البته اینکه ما در کشور کالای بی کیفیت داریم یا نداریم این مسئله ای است که نیاز به تایید بدنه دولت! داردو لی اینکه بدنه دولت که دوست دارد کالاهای تقلبی خارجی وارد بازار شود و اینکه این بدنه دولت چه کسانی هستند موضوعی است از ان موضوع ها که مثل ماجرای فیلم 300 و 300 نفری هستند که 60 درصد از پولهای کشور در دست انها است. به هر حال هر کسی به معمای مطرح شده از سوی روزنامه همشهری و هم چنین معمای اسامی 300 نفر پولدار کشور پاسخ داد برود و جایزه اش را از ستاد قاچاق کالا و ارز بگیرد!  

روزنامه آفتاب یز  دیگر روزنامه صبح امروز بود که خبری داد از اینکه آقا جان " شعار آوردن نفت سر سفره ها دیگر تاثیر ندارد " و بروید یک فکر دیگری برای شعارهای انتخابات این بار رئیس جمهوری پیدا کنید. البته در این رابطه بخشی از اصلاح طلبها قبل از این شعارهایی را مطرح کرده اند که از آن جمله می توان به " به فقرا و زیر دستان بیشتر توجه کنید چون بخش مهمی از رای ها دست اینها است" و " ما برای انتخابات رحم اجاره ای پیدا کرده ایم و می خواهیم از داخل اصولگراها اصلاح طلب به دنیا اوریم" اشاره کرد. البته ناگفته نماند که روزنامه  افتاب یزد در بخش دیگری از موضوعات مربوط به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری به مشکلی به عنوان "چراغ قرمز" راهنمایی و رانندگی اشاره کرده است که گویا جلو حرکت " م" ، " ک" ، " ن "، " ر " و " خ " را گرفته است و باید با تغییراتی در قوانین زمانبندی چراغ قرمز های کشور جلو اینگونه قانون شکنی ها از سوی اصولگرایان رسوخ کرده در برد فرمان چراغ های راهنمایی و رانندگی را گرفت.

روزنامه ایران  هم از اقتصاد رابینهودی تا واردات چوب بستنی نوشت و توضیح داد اقتصاد کشور اصلا ربطی به رابینهود ندارد و چوب بستنی هم یکی از مالاهای ضروری و اساسی کشور است که دارای کاربردهای فراوانی مانند زین اسب و رژ لب است. به ولقع اینکه اگر چوب بستنی وارد نکنیم بچه های ما دیگر نخواهند توانست بستنی لیس بزنند و اگر لیس زدن انجام نشود بقالیها و شرکتهای توزیع بستنی و کارخانه های بستنی ورشکست خواهند شد و این در تولید ناخالص ملی و نرخ بیکاری تاثیر فضاینده ای خواهد گذاشت. به حدی که ممکن است به خشک شدن شیر گاوها انجامیده و حتی باعث حیف و میل شدن علوفه ای شود که با هزار بدبختی از کشور وارد کرده ایم. ضمنا در این بین رابینهود هم با توجه به اینکه طرفدار ضعفا است تحرکات خود را زیاد کرده و این امر منجر به زور گیریهای بیشتری در پشت کیوسک خود پرداز بانکها و همچنین وسط روز روشن و در معابر عمومی خواهد شد.

روزنامه بهار هم که با همان تیم قبلی و قبلی قبلی کم کم می خواهد بپرد ولی کامل آماده نیست در یک تیتر خیلی جذاب نوشته "اصلاح طلبان به هر قیمتی در انتخابات شرکت نمی کنند". در واقع این روزنامه در این تیتر اصرار دارد که بگوید تمام اصلاح طلبها دارند زور خودشان را به هر قیمتی می زنند که یک کاندید در انتخابات داشته باشند ولی حاضر نیستند از آنچه در فتنه 88 اتفاق افتاد توبه کنند و به اغوش باز نظام برگردند!. البته ای کاش روزنامه بهار صحبتی هم در باره " رحم اجاره ای" که ایده روزنامه آرمان برای ورود به عرصه انتخابات بود می کرد و می گفت ما به قیمت رحم اجاره ای حاضر نیستیم کاندیدا معرفی کنیم.

تهران امروز نیز از ریشه کنی ربا در ایران سخن گفت و سعی کرد راه چاره ای برای آن معرفی کند ولی باید به این روزنامه بگوییم که بحث شیرین ربا مدتها است نه تنها در بانکهای کشور مکانیزه شده و آب پاکی بر روی آن ریخته اند و از شیر مادر هم حلالتر است. بلکه این میوه شیرین سر درختی تا جایی پرفایده است که بخش مالیاتی وزارت امور اقتصاد و دارایی هم با پیشی گرفتن از بانکها دیگر مبنای خود برای محاسبات دیرکرد پرداخت مالیاتها را نرخ نزول بازاری 30 در نظر گرفته است و حتی نرخ تورم بانکی اعلامی از سوی بانک مرکزی و وزارت دارایی را هم قبول ندارد و بر این اساس چنان ضرب و تقسیم می کند که انگار در این مملکت از اول نه اسلامی بوده و نه قرار است اقتصاد اسلامی و بدون ربا در ان عملیاتی شود. البته ناگفته نماند که وزارت اقتصاد به عنوان متولی امر باید بهتر بداند که اگر ارزش پول به حساب آنها سالی 30 درصد کم می شود و انها می خواهند از مردم بگیرند به علت ناتوانی مردم در پرداخت مالیات اجاره نیست بلکه به علت مالیات تورمی ای است که این وزارت خانه و بانک مرکزی به واسطه چاپ پول بدون پشتوانه به مردم تحمیل می شود. در واقع وزارت اقتصاد با انتشار پول بدون پشتوانه و کاهش سرعت گردش پول سالی 30 درصد از ارزش پول مردم را به جیب خود می ریزد و از طرف دیگر هم وقتی مردم می خواهند به وزارت دارایی مالیات بدهند 30 درصد دیگر می گیرد تا بگوید اقتصاد ما دیگر از همه دنیا پیشی گرفت و بدون اینکه بتوانی حرفی بزنی هر کاری بخواهد با مودیان می کند!.  

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین