رئیس جمهور سه شنبه در جمع دانشگاهیان سخنان مهمی درباره مهم ترین ضرورت امروز دانشگاه های کشور ایراد کرد و همانطور که خود وی دلیل غفلت از این ضرورت را جناح گرایی عنوان کرد، این بخش مهم از سخنان وی نیز در اثر همان گرایشات جناحی و حزبی در رسانه ها که ترجیح دادند اشاره وی به منتقدان از توافقنامه ژنو را بیشتر مورد توجه قرار دهند، مغفول ماند.
دکتر حسن روحانی در سخنان خود در اجلاس روسای دانشگاه ها و مراکز علمی در دانشگاه شهید بهشتی، سخنان مهمی بر زبان راند که اتفاقا همین سخنان نیز به تیغ مواجهه جناحی که رئیس جمهور از آن گلایه کرده بود، گرفتار شد.
محور اصلی سخنان رئیس جمهور در این مراسم دو نکته بود؛ اول گلایه از فقدان شرایط لازم برای تحقق ضرورتی به نام آزاداندیشی –به ویژه آزادی بحث و نظریه پردازی- در حوزه علوم انسانی به عنوان بستر اصلاح اجتماعی و دوم بهره گیری از نتایج تحقیقات علمی و دانشگاهی در عرصه های فنی و تکنیکی برای رفع نیازهای جامعه که البته این دومی قطعا جز در صورت تحقق شرط اول، محقق نخواهد شد.
دکتر روحانی در سخنان خود می گوید: "خوشحالم که در طول نزدیک به شش ماه که دولت تدبیر و امید کار خود را آغاز کرده، این ششمین بار است که در جمع دانشگاهیان توفیق حضور مییابم. این هم توفیق است و هم اهمیت دادن دولت به دانشگاه و نقش دانشگاه، پژوهشگاهها، پارکهای علم و فناوری و همه محققان و صاحبنظران.
وی تکیه گاه سخنان خود در دفعات پر تعداد حضور خود در دانشگاه به نسبت زمان سپری شده از عمر دولت را تاکید بر بازیابی استقلال و آزادی آکادمیک دانشگاه عنوان می کند و می گوید: "تحقیق و آزادی، توسعه علمی و آزادی همواره دستشان در دست یکدیگر است. هیچ جا علم و تحقیق را بدون محیط آزاد نمیتوانید بیابید. نیازمند محیطی امن در دانشگاهها هستیم. اما نیاز به محیط امنیتی نداریم. دانشگاه باید فضایش، فضای علم باشد، نه سیاستزدگی. فضای دانشگاه باید فضای آرام داشته باشد، اما نه فضای خاموش. به دانشگاهی نیاز داریم که در آن آموزش، تعلیم و پژوهش، تحقیق و بینش باشد و دانشوری و روشنفکری آن دانشگاه بتواند فضای جامعه را عوض کند."
دکتر روحانی می افزاید: نیاز به دانشگاهی داریم که این دانشگاه اثرش تولید ثروت و قدرت باشد که مردم آثار آن دانشگاه را در زندگی خود لمس کنند، دانشگاه باید به بهبود زندگی جامعه منتهی شود.
رئیس جمهور در این میانه تلنگری هم به ولع عمومی بهره مندی از عنوان دکتر در کشورمان زده است، اما قطع یقین این ایراد عمومی رفع نمی شود، مگر اینکه مقامات کشورمان که از بخت و اقبال خوش ملت، همه دکتر هستند، از به کار بردن این لقب برای خود امتناع ورزند و اصرار و تاکید داشته باشند که عنوان دکتر برای ایشان استفاده نشود؛ روسا و مقامات چند کشور جهان را سراغ دارید که یا دکتر باشند و یا اقلش مهندس و مگر با ابتدا نکردن نام ایشان به دکتر، از شان و مرتبت آنها چیزی کاسته شده است؟
دکتر روحانی به درستی و البته به زیبایی با اشاره به اینکه " ... غول کنکور را پشت سر گذاشتیم، درست است وحشت کنکور برای آنهایی که در دوره کارشناسی میخواهند وارد شوند، آن غول تقریباً کنار رفته، اما {آیا} مشکلات ما حل شده است؟ دانشگاههای ما دارای کیفیت مطلوب هستند؟ می گوید: "اصلاً شما در دانشگاه میخواهید چه کار کنید؟ شما دنبال این هستید که غنچهها را به گل شکوفای معطر تبدیل کنید. همان که قرآن تعبیر به فلاح میکند."
رئیس جمهور با تاکید بر اینکه علم، مرز نمیشناسد، تحقیق، خط قرمزهایی را که امروز در جامعه ما معمول است نمیشناسد، خط قرمز تحقیق و علم، منافع و مصالح ملی است، به فراز اصلی سخنان خود می رسد و می پرسد: "چرا در علوم انسانی پیشرفت نمیکنیم؟ چرا در ژنتیک و شبیهسازی و انرژیهای نو پیشرفت میکنیم و در علوم انسانی، حقوق و اقتصاد و علوم اجتماعی پیشرفت نمیکنیم؟ چرا صاحب نظریه نیستیم چرا در طب و شیمی پیشرفت میکنیم؛ در شیمی، فیزیک و پزشکی خط قرمز ندارید و راحتید، در علوم سیاسی که میآیید خط قرمز دارید."
مسئله اصلی همین جاست؛ این دغدغه بارها و موکدا از قول عالی ترین مقامات کشور مطرح شده است. طرح ایده راه اندازی کرسی های آزاداندیشی از سوی مقام معظم رهبری که چندین بار صراحتا از تعلل و کوتاهی در عمل به آن گلایه هم کرده اند، اساسا برای بال و پر دادن به علوم انسانی و اجتماعی ارائه شده است. روسای جمهوری و سایر مقامات بلندپایه نظام نیز همه از آقای هاشمی رفسنجانی، آقای خاتمی، آقای احمدی نژاد و حالا آقای روحانی متذکر این دغدغه بزرگ بوده اند، اما سوال اینجاست که چه مانعی بر سر راه تحقق این خواسته و البته ضرورت مهم وجود دارد که اراده و خواسته عالی ترین مقامات نظام نیز منجر به رفع آنها نشده است؟
دکتر روحانی اشاراتی به دلیل این ناکامی می کند که البته جامع و کامل نیستند.
وی می گوید: "همه استادان، دانشجویان ما انقلابشان و کشورشان و فرهنگشان و اسلامشان را دوست دارند. یک عده شدند متولی و همه مردم مشکوک شدند و مورد شک و تردید هستند. شما چه کاره هستید که خودتان را متولی همه چیز میدانید. با یک شعار، آدم متولی میشود. با یک چهره و قیافه آدم متولی میشود، به چه مناسبت شما دلسوزتر از دیگران هستید. بگذارید یک محیط باز ایجاد شود، مردم ما عاشق کشورند، عاشق اسلامند، عاشق انقلابند و عاشق اماماند. قانون اساسی را قبول دارند. رهبری نظام را قبول دارند، چرا به همه شک میکنیم ما؟ طرف هر چه قسم میخورد ما قبول نمیکنیم. این قدر در این زمینه، خوب محقق هستیم. تمام زندگی طرف را بررسی میکنیم. واقعاً آدم بیکار چقدر داریم؟ تمام سخنرانیها و تمام نوشتهها، مقالات را بررسی میکنیم، تا یک نقطه ضعف پیدا کنیم آن را بزرگ، بزرگ و بزرگتر کنیم."
سخنان رئیس جمهور تا اینجا درست است، اما به نظر نگارنده از اینجا به بعد با نسبت دادن این نوع برخوردها با فعالیت های علمی و البته عمومی مردم اعم از دانشجو، استاد و دیگران به جناحی و حزبی عمل کردن، اندکی از شمولیت و جامعیت فاصله می گیرد.
این برخوردهای جزمی با بسیاری از عرصه های عمومی جامعه و از جمله دانشگاه، ناشی از یک ایراد و اشکال و به تعبیر دقیق تر نگرانی دیگر است که حتی می توان گفت هاله ای از تقدس نیز گرداگرد آن را فراگرفته اما هرگز اقدام مقدس و صوابی نیست.
این نگرانی خیلی ماهیت پیچیده و پنهانی ندارد، این همان نگرانی است که اتفاقا انقلاب اسلامی اصحاب، یاران و پرچمداران خود را به اعتبار آن جذب کرد؛ این نگرانی، نگرانی برای اسلام است.
نیم قرن پیش که امام خمینی (ره) اولین ندای هل من ناصر خود را سر داد، از همین نگرانی و در خطر بودن اسلام گفت که مردم اطراف او گرد آمدند و یاری اش کردند تا 15 سال بعد رخدادی در ایران به وقوع بپیوندد که همه معادلات روزگار تا همیشه را دگرگون کند.
از همان زمان البته بودند کسانی که دریافت غلطی از این نگرانی داشتند و حتی حرکت امام راحل برای صیانت از اسلام را اشتباه و خطری برای اسلام می پنداشتند و بر همین اساس هر چه در توان داشتند برای مقابله با نهضت امام خمینی (ره) به میدان و عرصه عمل آوردند.
این خط فکری پس از انقلاب اسلامی نیز به انحاء مختلف، حتی به شکل همراهی کج دار و مریز با خط محوری انقلاب به حیات خود ادامه داده است و امروز بیشترین گرفتاری از نوعی که رئیس جمهور یکبار دیگر آن را تکرار کرده است، از ناحیه همین خط فکری به انقلاب و نظام اسلامی عارض شده است.
دکتر روحانی اشاره صحیحی به اصلی ترین ضرورت مراکز دانشگاهی و علمی کشور داشته است، اما در تشریح دلایل عدم تحقق این ضرورت باید اندکی فراتر از جناح و حزب گرایی را مورد توجه قرار داد تا در آسیب شناسی و طراحی و اتخاذ راهکارهای لازم برای رفع این معضل راه به خطا نبریم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com