1. درس اخلاق سياسي بگوييد!
« اشتباه كسانى كه در گذشته مسائل سياسى را از تبليغ كنار مىگذاشتند، در
اين بود كه عبوديّت را به منطقه فردى منحصر مىكردند. آنها اينجا را غلط
مىفهميدند و غلط عمل مىكردند. بله؛ هدف، كشاندن مردم به عبوديّت است؛
منتها عبوديّت منطقه وسيعى در زندگى انسان دارد و آن منطقه به عمل شخصى
منحصر نيست. وقتى كه عمل جامعه، عمل يك مجموعه عظيم انسانى و مردم يك كشور،
عمل اقتصادى، عمل سياسى و موضع گيريهاى سياسى مشمول بحث عبوديّت شد، آن
وقت دعوت شما هم مىتواند شامل اين مسائل باشد و بايد هم باشد؛ چارهاى
نداريد. بايد درس اخلاق بگوييد، درس اخلاق سياسى هم بگوييد، درس اخلاق و
معنويّت هم بگوييد، تحليل سياسى هم بدهيد، دشمن درونى را هم - كه نفس
امّاره يا شيطان رجيم است - معرفى كنيد، دشمن اجتماعى را هم - كه شيطان
بزرگ يا شيطانهاى گوناگونند - معرفى كنيد، ايادى و اذناب شيطان را هم معرفى
كنيد. » ۱
خیانتی که بعضی به ظاهر دین داران در مقطعی از زمان به جامعه و مردم
کردند این بود که صجنهدین داری را منحصر به جنبه های شخصی و عبادت های
فردی نمودند و از قشر خواهان سعادت و دین داری خواستند که حول این گونه
مسائل نروند! حکومت و اجتماع را سراسر آلودگی و عاملان حکومت را مطلقا
طالبان قدرت نامیدند و هرگونه صحبت و حرکتی که به نحوی به این گونه مسائل
منتهی شود را بیهوده و خارج از دایره دین داری تعریف کردند.
شاید بشود ریشه این گرایشات نادرست دینی را در جاهایی جستجو کرد که حکومت های حاکم
سراسر ظلم و استبداد بوده اند و علمای دینی آن زمان هر گونه حرکتی در جهت
اصلاح حکومت ها و حاکمان را بیهوده می دانسته اند و خواسته اند به این نحو
مردم را از گرایش به سمت حکومت و وارد شدن به دستگاه حکومتی باز دارند. اما
در حالت کلی این امری نادرست است و اخلاق و عبادت اسلامی شامل جنبه های
فردی و اجتماعی زندگی بشر می شود و مطمئنا مباحث مربوط به حکومت و کشور
داری نیز جز گستره اسلام است و هر آن چه در دین راجع به رعایت اخلاقیات در
رفتار و گفتار تعریف می شود علاوه بر جنبه های فردی به جنبه های اجتماعی و
سیاسی نیز گسترش پیدا می کند.
2. تقوای سیاسی چیست؟
« تقواى سياسى؛ يعنى هر كس كه در كار سياست است، سعى كند با مسائل سياسى
صادقانه و دردمندانه و از روى دل سوزى برخورد كند. سياست به معناى پشت هم
اندازى و فريب و دروغ گفتن به افكار عمومى مردم، مطلوب اسلام نيست. سياست
يعنى ادارهى درست جامعه؛ اين جزو دين است. تقواى سياسى، يعنى انسان در
ميدان سياست، صادقانه عمل كند. » ۲
مهمترين ركن در تقواي سياسي صادقانه عمل كردن و دردمندانه عمل كردن است.
سياست ممزوج با اين تقوا منشا بركات و ثمرات مادي و معنوي در جامعه خواهد
بود و جامعه بر اساس این سياست به سوي سعادت حقيقي حرکت خواهد کرد!
3. سیاست بدون اخلاق آفت است
« سلوكسياسى اميرالمؤمنين از سلوك معنوى و اخلاقى او جدا نيست؛ سياست
اميرالمؤمنين هم، آميختهى بامعنويت است، آميختهى با اخلاق است،
اصلاً منشأ گرفتهى از معنويت على و اخلاق اوست. سياست اگر از اخلاق
سرچشمه بگيرد، از معنويت سيراب
بشود، براى مردمى كه مواجه با آن سياستند، وسيلهى كمال است، راه بهشت
است؛ اما اگر سياست از اخلاق جدا شد، از معنويت جدا شد، آن وقت
سياستورزى مي شود؛ يك وسيلهاى براى كسب قدرت، به هر قيمت؛ براى
كسب ثروت، براى پيش بردن كار خود در دنيا. اين سياست مي شود آفت؛ براى خود
سياستورز هم آفت است، براى مردمى هم كه در عرصهى زندگى آنها اين
سياست ورزيده مي شود هم آفت است. » ۳
روش سیاسی حضرت امام علی (علیه السلام) به عنوان بارز ترین مدل حکومت
اسلامی در تاریخ صدر اسلام بعد از حکومت پیامبر اکرم(ص)، تبیین کننده ی
تفاوت تاثیر دو نوع سیاست بر روی حاکمان و مردم است. اگر ما غايت و نهايت
حكومت اسلامي را زمينه سازي براي دين داري جامعه و سعادت و كمال آن ها
بدانيم بايد مطمئن باشيم كه سياست همراه با اخلاق است كه باعث كمال مردم
مي شود و آن ها را در مسير بهشت قرار مي دهد و سياست بدون اخلاق كوچك ترين
تاثيري در كمال مردم ندارد و تنها وسيله اي مي شود در اختيار زمامداران
حكومت براي به دست آوردن قدرت و ثروت بيشتر و پيش بردن امور خود در دنيا!
۴. جدايي دين از سياست، جدايي اخلاق از سياست!
« يكى از خطرهاى جدائى دين از سياست كه عدهاى آن را هميشه در دنياى
اسلام ترويج مي كردند - در كشور ما هم بود، امروز هم متأسفانه بعضى
نغمههائى را در جدائى دين از سياست بلند مي كنند - همين است كه وقتى
سياست از دين جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنويت جدا خواهد شد. در
نظامهاى سكولار و بىرابطهى با دين، اخلاق در اغلب نزديك به
همهى موارد، از بين رفته است. حالا يك وقت استثنائاً در جائى يك عمل
اخلاقى ديده بشود، اين ممكن است؛ استثناء است. وقتى دين از سياست جدا شد،
سياست مي شود غير اخلاقى، مبنى بر همهى محاسبات مادى و
نفعطلبانه. » ۴
جدایی دین از سیاست کمترین چیزی که به دنبال خود به ارمغان می آورد خالی
شدن سیاست از اخلاق است! در بسیاری از نظام های سیاسی غربی که در باره
رابطه دین و مفاهیم دینی با سیاست نوعی جدایی و عدم ارتباط قائل می شوند در
تعریف اخلاق و حد و مرز های آن در سیاست نیز محدودیت های بسیاری قائل
هستند و کمتر اجازه می دهند تا مفاهیم ناب اخلاقی به عمق سیاست نفوذ کند که
حاصل آن چیزی نخواهد شد جز سیاست قدرت محور و سیاستی که محور آن تامین
منافع شخصی و حزبی به هر هزینه و قیمتی است و این چیزی نیست جز همان سیاست
خالی از اخلاق!
5. هدف از حکومت در سیاست اخلاقی!
« اميرالمؤمنين اين حكومتى را كه در آن سه جنگِ مفصل نظامى با هزارها كشته
اتفاق افتاد - شما در نهج البلاغه نگاه كنيد - با تعبيراتى معرفى مي كند
كه نشان دهندهى تحقير او نسبت به اين حكومت است. يك وقت او را - در
خطاب به ابنعباس - از بند كفش كهنهى وصلهزدهى خود
بىارزش تر معرفى مي كند. يك جا دربارهى همين حكومت مي فرمايد:
«لألفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز»؛ آن رطوبتى كه از عطسهى
يك بزغاله حاصل مي شود چقدر ارزش رطوبتى و حياتى دارد؟ هيچ. مي فرمايد: اين
حكومت، اين قدرت، نشستن بر اين اريكه براى على، از اين كم تر و كم
اهميت تر است. يك جا در همان خطبه براى اين كه چرا اين حكومت را قبول
كرد، استدلال مي كند: «لو لا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود النّاصر»؛
ديدم مردم آمدند، اصرار مي كنند، نصرت خودشان را عرضه مي كنند، قبول كردم.
باز در مقام استدلال: «و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لايقارّوا على كظّة
ظالم و لا سغب مظلوم»؛ مي فرمايد: خداى متعال بر عالمان، بر دانايان عالم،
تكليف معين كرده است كه بر سيرى ظالم و تهيدستى و گرسنگى مظلوم صبر نكنند،
تحمل نكنند. اين هاست چيزهائى كه اميرالمؤمنين را به سمت حكومت مي كشاند،
يا در مقابل كسانى كه عليه او بغى مي كنند، به مقاومت، به ايستادگى، به
حتّى جنگ نظامى مي كشاند؛ والّا حكومت براى اميرالمؤمنين ارزشى ندارد. » ۵
هدف از حکومت و کسب قدرت در نظام های سیاسی مختلف، متفاوت است. اگر به
صورت خیلی کلی و خوش بینانه بگوییم در حکومت های سکولار و لائیک نهایت چیزی
که می توان در فرآیند به دست گرفتن حکومت و کسب قدرت در یک جامعه متصور شد
تامین سعادت و آرامش دنیوی و تهیه و فراهم نمودن نیاز های مادی جامعه است.
البته در صورتی که حکومت ها و زمام دارانی که فقط ماندن بر اریکه قدرت و
هر چه بیشتر تنومد شدن از نظر قدرت و ثروت را تنها هدف حکومت خود می دانند
به حساب نیاوریم! در سیاست اسلامی و حکومت پیوند خورده به سیاست اسلامی،
غایت و نهایت حکومت، سعادت و کمال دنیوی و اخروی جامعه است. مطمئنا نیل به
این سعادت دنیوی و اخروی نیازمند بستر و ملزوماتی است که وظیفه حکومت
اسلامی تحقق و فراهم نمودن این هاست و مهم ترین لازمه آن نهادينه كردن
عدالت و قسط و عدل در جامعه است. در حکومت اسلامی قدرت به هیچ عنوان هدف و
غایت زمام داران نبوده و تنها وسیله ای عنوان
می شود جهت تامین نمودن لوازم و اولیات برپا نمودن قسط و عدل و هر آن چه
لازمه رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي است (مانند ترويج دين داري-ترويج
اخلاق- آموزش هاي ديني- جامعه دين محور و ...) و در ادامه رساندن جامعه و
امت به سعادت دنیوی واخروی!
6. در مکتب امام(ره) سیاست ممزوج با معنویت است!
« يكى از اين خطوط اين است كه در مكتب سياسى امام، معنويت با سياست در هم
تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا نيست؛ سياست و عرفان،
سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسىِ خود بود، سياست و معنويت را باهم
داشت و همين را دنبال مىكرد؛ حتّى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در رفتار
امام، معنويت او بود. همهى رفتارها و همهى مواضع امام حول محور خدا و
معنويت دور مىزد. امام به ارادهى تشريعى پروردگار اعتقاد و به ارادهى
تكوينىِ او اعتماد داشت و مىدانست كسى كه در راه تحقق شريعت الهى حركت
مىكند، قوانين و سنتهاى آفرينش كمككار اوست. او معتقد بود كه: «و للّه
جنود السّماوات و الأرض و كان الله عزيزاً حكيما». امام قوانين شريعت را
بستر حركت خود مىدانست و علائم راهنماى حركت خود بهشمار مىآورد. حركت
امام براى سعادت كشور و ملت، بر مبناى هدايت شريعت اسلامى بود؛ لذا «تكليف
الهى» براى امام كليد سعادت به حساب مىآمد و او را به هدفهاى بزرگِ آرمانى
خود مىرساند. اينكه از قول امام معروف است و همه مىدانيم كه گفته بودند
«ما براى تكليف عمل مىكنيم، نه براى پيروزى»، به معناى بىرغبتى ايشان به
پيروزى نبود. بدون ترديد پيروزى در همهى هدفهاى بزرگ، آرزوى امام بود.
پيروزى جزو نعمتهاى خداست و امام به پيروزى علاقهمند بود- نه اينكه
علاقهمند نبود يا بىرغبت بود- اما آنچه او را به سوى آن هدفها پيش
مىبرد، تكليف و عمل به وظيفهى الهى بود؛ براى خدا حركت كردن بود. چون
انگيزهى او اين بود، لذا نمىترسيد؛ شك نمىكرد؛ مأيوس نمىشد؛ مغرور
نمىشد؛ متزلزل و خسته هم نمىشد. اينها خاصيت عمل به تكليف و عمل براى
خداست. كسى كه براى تكليف عمل مىكند، دچار ترديد و تزلزل نمىشود؛ ترسيده و
خسته نمىشود؛ از راه برنمىگردد و مصلحتانديشىهاى شخصى، تعيينكنندهى
راه و جهتگيرى او نمىشود. كسى كه سياست را با عرفان جمع مىكند و معنويت
را با حركت سياسى، يكجا در برنامه زندگى خود قرار مىدهد، براى او ترس از
مرگ معنا ندارد؛ ترس از شكست هم معنا ندارد. اين درست نقطهى مقابل سياستِ
كهنه شده و ازمدافتادهى غربى است كه بهدروغ آن را سياستِ مدرن مىگويند؛
يعنى تفكيك دين از سياست، و تفكيك دولت از معنويت. » ۶
يكي از تفاوت هاي اساسي سياست و حكومت اسلامي با ساير نظامات جهان، وجود
مولفه اي به نام معنويت، اخلاص و "براي خدا كار كردن " در متن آن است.
مولفه هايي كه حضرت امام خميني (ره) با اتكال به آن ها و استفاده از قدرت
ماورايي در تكيه به ذات اقدس باري تعالي از آن مدد جست و قادر شد تا اين
انقلاب اسلامي را به ثمر رساند. به قطع و يقين ظهور و زنده شدن اين مولفه
ها در ادبيات كنوني رهبر معظم انقلاب اسلامي در مواجهه با رخ داد ها و
شرايط گوناگون جهان و منطقه و كشور نيز ادامه آن راه و تضمينن كننده پيروزي
حقيقي انقلاب اسلامي خواهد بود. شايد يكي از راه حل هاي برون داد از بعضي
چالش هاي سياسي و بي اخلاقي ها، ترزيق دوباره اين مولفه و احياي آن ها در
ادبيات و رفتار بعضي از مسئولين باشد كه در صورت وقوع، به حتم، شاهد امداد
هاي الهي و بركات فراوان آن خواهيم بود.
7. سياست اسلامي، سياست بدون مكر و نيرنگ است!
« در اين سياستورزى، اميرالمؤمنين يكى از خصوصياتش اين است: از مكر و
فريب دور است. در يك جملهاى از حضرت نقل شده كه: «لو لا التّقى لكنت
ادهى العرب»؛ اگر تقوا دست و پاى مرا نمىبست، از همهى آحاد و
مكاران عرب، مكر و حيله را بهتر بلد بودم. يك جاى ديگر در مقام
مقايسهى معاويه با خودش - چون معاويه به دهاء و مكر در حكومت معروف
بود - به حسب آنچه كه نقل شده، فرمود: «واللَّه ما معاوية بأدهى منّى»؛
معاويه از من زرنگتر نيست. منتها على چه كند؟ وقتى بناى بر رعايت تقوا و
رعايت اخلاق دارد، دست و زبانش بسته است. روش اميرالمؤمنين اين است! » ۷
اگر کمی اهل سیاست بوده باشید و یا رفتار و گفتار های سیاسون را زیر نظر
گرفته باشید خیلی خوب درک می کنید که اهل سیاست بودن بدون استفاده از مکر و
نیرنگ کمی سخت است. کار در سیاست بدون این ها پیش نمی رود. کسی که بخواهد
در سیاست نقش ایفا کند و اخلاق را هم در سطح خوب رعایت، از رقيبان خود
(تازه اگر از آن سياست باز هاي حرفه اي چند خطه باشند) جا مي ماند. شايد او
هم مجبور بشود جايي مكر و نيرنگي بزند و كم و زيادي كند. اسمش را هم مي
توان گذاشت زرنگي و با حريف مقابله كردن! اما چيزي كه در سياست اخلاقي به
سياست مداران اسلامي آموزش مي دهند اين است كه در سياست رعايت تقوا لازم
است! تقواي سياسي براي شما محدوديت ايجاد مي كند كه اين البته به نفع شما و
به نفع جامعه است! در سياست اسلامي رسيدن به هدف درست استفاده از هر وسيله
اي را توجيه نمي كند! (لازم به ذكر است كه در تعاريف اصطلاحي فرق است بين
مكر و نيرنگ و استفاده از تاكتيك در رفتار. مكر و نيرنگ استفاده از ابزار
نا درست بدون رعايت مصالح و تنها در راستاي رسيدن به هدف است و در مقابل
تاكتيك، رفتار هوشمندانه و در عين حال استفاده از ابزار هاي درست در مواقع
به جا براي رسيدن به هدف و در يك كلام عدم رفتار ساده لوح انگارانه در
مقابله با وضعبت هاست!)
8. هر حرفی را نباید زد ولو حق باشد!
« گاهى اوقات، دشمن كار را به گونهاى ترتيب مىدهد كه حرف حقى، از زبان
يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مىخواهد اين حرف حق از
زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مىخواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از
صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعهاش هم همين حرف حقى است كه آن شخص
بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل
دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشيارى لازم است! بله، وارد سياست
بشويد و فكرِ سياسى كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت
و اظهار و موضعگيرى شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است. » ۸
يكي از اصول بديهي جهت رعايت اخلاق در سياست لحظه شناسي و موقعيت سنجي
است. بنا به موقعيت سنجي و لحظه شناسي يك انسان اخلاق مدار، اين نتيجه حاصل
مي شود كه يك شخص هر حرف درست و صحيحي را در هر موقعيتي بر زبان جاري نمي
سازد. چه بسا حاصل يك كلام صحيح ولي جاري شده در زمان و موقعيت نا مناسب،
زيان هاي بسياري خواهد بود كه بر گروهي از مردم وارد خواهد شد و همچنين
صلاح و مصلحت جامعه اسلامي به زير سوال خواهد رفت.
فهم مطلب بسيار آسان خواهد بود وقتي كه خود را در موقعيتي خانوادگي تصور
كنيد كه شما مطلبي را مي دانيد كه اين مطلب حقيقت و درست است و واضح است با
جاري كردن اين مطلب بر زبان جنجال بسياري بر پا مي شود و احيانا بعضي
دشمنان خانوادگي شما از آن خرسند خواهند شد. آشكار است كه انسان عاقل و
فهميده به هيچ قيمتي اين سخن صحيح را بر زبان جاري نخواهد كرد!
پی نوشت ها:
۱. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از روحانیون ۰۳/۱۰/۱۳۷۶
۲. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد های نماز جمعه ۵/۵/۱۳۸۱
۳. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران ۲۰/۶/۱۳۸۸
۴. همان
۵. همان
۶. بیانات مقام معظم رهبری در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) ۱۴/۳/۱۳۸۳
۷. بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه تهران ۲۰/۶/۱۳۸۸
۸. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضا بسیج دانشجویی دانشگاه ها ۳۱/۲/۱۳۸۶
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com